متن مصاحبه معظم له به مناسبت سالگرد شهید آیت الله دستغیب
متن مصاحبه معظم له به مناسبت سالگرد شهید آیت الله دستغیب
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
 
از خصوصیات شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب این بود که از ابتدای جوانی در پی این مطلب بودند که خودشان را از ظواهر دنیا و آن چیزهایی که مانع ایشان بود از مادیات و ریاست، خلاص کنند و دنبال رضای خدای تعالی باشند و بخاطر همین مطلب از ابتدای جوانی در پی یافتن افرادی بودند که طالب خدای تعالی هستند؛ لذا اقدام به تهیه کتابهای عرفانی می کردند و بالأخره خدمت عارف بالله حضرت آیت الله سیدعلی قاضی طباطبایی و حضرت آیت الله شیخ محمدجواد انصاری همدانی می رسند و در این رفت و آمدها و نشست و برخاست‌ها با این بزرگواران، سعی داشتند که رضای خدای تعالی را تحصیل کنند؛ یعنی از شرک بیرون آیند و مؤثّر مستقل را خدای تعالی بدانند.
 
ایشان نسبت به مادّیات بی اعتنا بودند و اندوخته‌ای را برای خودشان جمع نکردند؛ از ریاست فراری بودند؛ مدح و ذمّ افراد برای ایشان اهمّیتی نداشت؛ بدنبال تکلیف خود بودند؛ اگر خودشان را وقف انقلاب اسلامی و حضرت امام خمینی(ره) کردند برای این بود که فهمیدند حضرت امام(ره) برای خدا کار می کنند و صحبتی از خود نمی‌کردند؛ و می‌دانستند که مردم از چه اهمّیتی در نزد امام برخوردار هستند؛ و در مقابل، مردم هم ایشان را دوست می داشتند؛ و اکثریّت قریب به اتّفاق مردم ایران متوجّه خلوص ایشان(امام خمینی) بودند؛ لذا چون خود(شهید دستغیب) خلوص داشتند، اهل خلوص را هم می شناختند.
 
الان اکثریّت مردم فارس و ایران و کسانی که کتابهای ایشان را مطالعه می کنند، متوجّه خلوص ایشان می شوند و به برکت کلمات ایشان از مادّیات و از علاقه به دنیا بیرون می‌آیند.
 
اگر شهید آیت الله دستغیب در مجلس خبرگان رهبری صحبت از ولایت فقیه کردند چون متوجّه بودند که امام خمینی کسی است که خصوصیات أئمّه أطهار را داراست و حاضر است خودش را مانند امام حسین(ع) فدای مردم کند نه مردم را فدای خویش؛ لذا وقتی در خبرگان صحبت می‌کردند متوجّه بودند که چه بگویند و خواسته شان چه باشد؛ لذا همه را در خبرگان تحت تأثیر قرار دادند. البته منظور ایشان گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی بود؛ و خوب است بدانید که این سخنرانی را با مشورت مرحوم آیت الله نجابت کردند. همچنانکه پذیرفتن امامت جمعه نیز با مشورت ایشان بود.
 
خدا رحمت کند آیت الله نجابت را می فرمودند: حاج شیخ عباس قوچانی وصیّ آیت الله سیدعلی قاضی(ره) به من فرمود: اگر آن ریاستی را که آیت الله خوئی و آیت الله خمینی از جهت ظاهری دارند به من بدهند و بخواهند توحید را از من بگیرند من حاضر نیستم فهم خود را با این چیزها عوض کنم. همین گفتار حال آیت الله شهید دستغیب بود.
 
شعار توحید این است که شخص بگوید خدای تعالی مؤثّر است و درونش هم این مطلب باشد؛ لذا شهید آیت الله دستغیب دارای این خصیصه بودند؛ و از جهت ظاهری هم محتاج کسی نبودند؛ چون فهمید امام خمینی(ره) عَلَم توحید را بلند کرده است و واقعا می خواهد مردم را از وابستگی به آمریکا و شوروی و چین و ... بیرون آورد، کمک کار و پشتیبان ایشان بودند.
 
رضوان خدا به آیت الله نجابت در هر درسی که تدریس می‌کردند چه فقه، اصول، تفسیر و ... نامی از امام خمینی(ره) بر زبان جاری می کردند و این مطلب بخاطر این بود که آیت الله نجابت انسان شناس بودند.
 
یک وقت شهید آیت الله دستغیب می فرمودند: موقعی از منزل بیرون می‌آمدم موتور سواری با بنده برخورد کرد بطوریکه عمامه و عبا و کفشهایم به زمین افتاد اما خودم ایستاده بودم؛ شاد بودم؛ و با خود می گفتم: همه چیزم رفت امّا خودم ایستاده ام. یعنی آن استقامت را از دست نمی دهد و آن استقامت این است که فقط خدای تعالی مؤثّر است.
 
این آیه شریفه را ملاحظه کنید:
«من عمل صالحاً من ذکر أو أنثی و هو مؤمن فلنحیینّه حیوة طیّبة و لنجزینّهم أجرهم بأحسن ما کانوا یعملون» (نحل/97)
یعنی: شخص مؤمنی که خداوند حیات طیّب نصیبش کرده است خدا را بر سر خود می بیند؛ و هر پیشامدی که در راه تکلیف به او می رسد خوب و از ناحیه خداوند می بیند. در عین حال که فاعل را از کار خوب و بد منعزل نمی داند. مرحوم آیت الله شهید دستغیب این گونه بودند.
 

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته