ارث زن و شوهر

مسأله 2859 ـ زن و شوهر در ازدواج دائم با وجود جميع طبقات سه‏گانه كه گفته شد از يكديگر ارث مى‏برند و وجود هيچ يك از اين طبقات مانع ارث بردن آنها از يكديگر نمى‏شود.
مسأله 2860 ـ اگر زنى بميرد و اولاد نداشته باشد، نصف همه مال را شوهر و بقيه را ورثه ديگر مى‏برند و اگر از آن شوهر يا از شوهر ديگر اولاد داشته باشد، چهار يك همه مال را شوهر و بقيه را ورثه ديگر مى‏برند.
مسأله 2861 ـ اگر مردى بميرد و اولاد نداشته باشد، چهار يك مال او را زن و بقيه را ورثه ديگر مى‏برند و اگر از آن زن يا زن ديگر اولاد داشته باشد، هشت يك مال را زن و بقيه را ورثه ديگر مى‏برند و زن از همه اموال منقول ارث‏برد ولى از زمين و قيمت آن ارث نمى‏برد و نيز از خود هوايى ارث نمى‏برد مثل بنا و درخت و فقط از قيمت هوايى ارث مى‏برد.
مسأله 2862 ـ اگر زن غير از شوهر وارثى نداشته باشد همه مال به شوهر مى‏رسد، امّا اگر شوهر بغير از زن وارثى ندارد زن تنها سهم خود را كه يك چهارم است مى‏برد و بقيه بنابر اقوى از آن امام است.
مسأله 2863 ـ زن و شوهر در ازدواج موقّت از يكديگر ارث نمى‏برند مگر اينكه در ضمن عقد موقّت ارث بردن شرط شده باشد، بنابراين هركدام كه چنين شرطى براى او شده از ديگرى ارث مى‏برد، امّا در هر صورت ارث بين پدر و فرزند يا مادر و فرزند ثابت است.
مسأله 2864 ـ اگر زن بخواهد در چيزى كه از آن ارث نمى‏برد تصرّف كند، بايد از ورثه ديگر اجازه بگيرد. و نيز ورثه تا سهم زن را نداده‏اند، بنابر احتياط واجب نبايد در بنا و چيزهايى كه زن از قيمت آنها ارث مى‏برد بدون اجازه او تصرّف كنند و چنانچه پيش از دادن سهم زن، اينها را بفروشند در صورتى كه زن معامله را اجازه دهد، صحيح وگرنه نسبت به سهم او باطل است.
مسأله 2865 ـ اگر بخواهند بنا و درخت و مانند آن را قيمت نمايند بايد حساب كنند كه اگر آنها بدون اجاره در زمين بمانند تا از بين بروند، چقدر ارزش دارند و سهم زن را از آن قيمت بدهند.
مسأله 2866 ـ مجراى آب قنات و مانند آن حكم زمين را دارد و آجر و چيزهايى كه در آن به كار رفته، در حكم ساختمان است و از آب قنات زن ارث مى‏برد.
مسأله 2867 ـ اگر ميّت بيش از يك زن داشته باشد، چنانچه اولاد نداشته باشد، چهار يك مال و اگر اولاد داشته باشد، هشت يك مال به شرحى كه گفته شد، به طور مساوى بين زنهاى عقدى او قسمت مى‏شود، اگرچه شوهر با هيچ يك از آنان يا بعض آنان نزديكى نكرده باشد. ولى اگر در مرضى كه به آن مرض از دنيا رفته زنى را عقد كرده و با او نزديكى نكرده است، آن زن از او ارث نمى‏برد و حقّ مهر هم ندارد.
مسأله 2868 ـ اگر زن در حال مرض، شوهر كند و به همان مرض بميرد، شوهرش اگرچه با او نزديكى نكرده باشد، از او ارث مى‏برد.
مسأله 2869 ـ اگر زن را به ترتيبى كه در احكام طلاق گفته شد، طلاق رجعى ‏بدهند و در بين عدّه بميرد، شوهر از او ارث مى‏برد. و نيز اگر شوهر در بين عدّه زن بميرد، زن از او ارث مى‏برد ولى اگر بعد از گذشتن عدّه رجعى‏يا در عدّه طلاق بائن يكى از آنان بميرد، ديگرى از او ارث نمى‏برد.
مسأله 2870 ـ اگر شوهر در حال مرض، عيالش را طلاق دهد و پيش از گذشتن دوازده ماه هلالى بميرد، زن با سه شرط از او ارث مى‏برد.
اوّل: آن كه در اين مدّت شوهر ديگر نكرده باشد.
دوم: بواسطه بى ميلى به شوهر، مالى به او نداده باشد كه به طلاق دادن راضى‏شود. بلكه اگر چيزى هم به شوهر ندهد ولى طلاق به تقاضاى زن باشد، باز هم ارث بردنش اشكال دارد.
سوم: شوهر در مرضى كه در آن مرض زن را طلاق داده، بواسطه آن مرض يا به جهت ديگرى بميرد، پس اگر از آن مرض خوب شود و به جهت ديگرى از دنيا برود، زن از او ارث نمى‏برد مگر اينكه مرگ شوهر قبل از اتمام عده طلاق رجعى باشد.
مسأله 2871 ـ لباسى كه مرد براى پوشيدن زن خود گرفته اگرچه زن آن را پوشيده باشد، بعد از مردن شوهر، جزء مال زن است مگر اينكه ثابت شود قصد تمليك نكرده.
مسأله 2872 ـ قرآن و انگشتر و شمشير ميّت و لباسى را كه پوشيده يا براى پوشيدن گرفته و دوخته است اگرچه نپوشيده باشد مال پسر بزرگتر است و اگر ميّت از اين چهار چيز بيشتر از يكى دارد، مثلاً دو قرآن يا دو انگشتر دارد بنابر احتياط واجب پسر بزرگتر با ديگر ورثه مصالحه كند.
مسأله 2873 ـ اگر پسر بزرگ ميّت بيش از يكى باشد مثلاً از دو زن او در يك وقت دو پسر به دنيا آمده باشد، بايد لباس و قرآن و انگشتر و شمشير ميّت را به طورى مساوى بين خودشان قسمت كنند.
مسأله 2874 ـ اگر ميّت بدهى داشته باشد، چنانچه بدهى او به اندازه مالش يا زيادتر باشد، بايد چهار چيزى هم كه مال پسر بزرگتر است و در مسأله پيش گفته شد، براى بدهى او بدهند و اگر بدهيش كمتر از مال او باشد بنابر احتياط واجب بايد از آن چهار چيزى هم كه به پسر بزرگتر مى‏رسد به نسبت به قرض او بدهند مثلاً اگر همه دارايى او شصت تومان است و به مقدار بيست تومان آن از چيزهايى است كه مال پسر بزرگتر است و سى تومان هم قرض دارد بنابر احتياط واجب پسر بزرگ بايد به مقدار ده تومان از آن چهار چيز را بابت قرض ميّت بدهد.
مسأله 2875 ـ اگر ميّت كافر باشد و تمام ورثه نيز كافر باشند طبق احكام ارث از او ارث مى‏برند، امّا اگر در بين ورثه او شخص مسلمانى باشد تمام ارث به شخص مسلمان مى‏رسد و هيچ يك از كفّار ارث نمى‏برند. همچنين است اگر ميّت مسلمان باشد و در ورثه او، هم مسلمان و هم كافر باشد تنها مسلمان از او ارث مى‏برد. امّا اگر در ورثه ميّت مسلمان، شخص مسلمانى وجود نداشت مال ميّت مسلمان در اختيار مجتهد جامع الشرايط قرار مى‏گيرد.
مسأله 2876 ـ اگر كسى يكى از خويشان خود را عمداً و بناحق بكشد، از او ارث نمى‏برد ولى اگر از روى خطا باشد مثل آن كه سنگ به هوا بيندازد و اتّفاقا به يكى از خويشان او بخورد و او را بكشد از او حتّى از ديه‏اش ارث مى‏برد.
مسأله 2877 ـ هرگاه بخواهند ارث را تقسيم كنند در صورتى كه ميّت بچّه‏اى داشته باشد كه در شكم مادر است و در طبقه او وارث ديگرى هم مانند اولاد و پدر و مادر باشد براى بچّه‏اى كه در شكم است كه اگر زنده به دنيا بيايد ارث مى‏برد، سهم دو پسر را كنار مى‏گذارند. ولى اگر احتمال بدهند بيشتر است مثلاً احتمال بدهند كه زن سه بچّه حامله باشد، سهم سه پسر را كنار مى‏گذارند و چنانچه مثلاً يك پسر يا يك دختر به دنيا آمد، زيادى را ورثه بين خودشان تقسيم مى‏كنند.
مسأله 2878 ـ شخص مفقود الاثرى كه زنده بودنش معلوم نيست و ورثه متموّلى هم دارد حاكم شرع مال را بين آنها تقسيم مى‏كند، امّا اگر شخص زنده بود و برگشت كسانى كه از او به فرض اينكه مرده ارث برده‏اند، بايد مال را به او برگردانند. امّا اگر شخص مفقود ورثه متموّلى نداشت حاكم شرع چهار سال پيگيرى شخص مفقود الاثر را مى‏كند و بعد از آن مال را تقسيم مى‏كند و در اين چهار سال حاكم بايد كارى كند كه از ارزش مال كم نشود.
مسأله 2879 ـ اگر چند نفر كه هر كدام وارث ديگرى است با هم مثلاً زير آوار بمانند در صورتى كه معلوم نباشد كدام زودتر مرده هر كدام از ديگرى ارث مى‏برد. ولى اگر معلوم شود كه كدام زودتر مرده كسى كه ديرتر مرده ارث مى‏برد.