صلح

احكام صلح

مسأله 2240 ـ صلح عقد مستقلّى است و در احكام و شرايط، تابع ساير عقود نيست، و بنابر اظهر فرقى نمى‏كند كه صلح بعد از نزاع انجام گيرد و يا اصلاً نزاعى در بين نباشد، ولى لازم است در عقد صلح، حرامى را حلال و يا حلالى را حرام نكنند، كه در اين صورت صلح، صحيح و نافذ نيست.
مسأله 2241 ـ صلح آن است كه انسان با ديگرى سازش كند كه مقدارى از مال يا منفعت مال خود را ملك او كند، يا از طلب، يا حقّ خود بگذرد خواه در برابر عوض باشد يا بدون عوض.
مسأله 2242 ـ دو نفرى كه مصالحه مى‏كنند بايد بالغ و عاقل باشند و كسى آنها را مجبور نكرده باشد و قصد صلح داشته باشند و حاكم شرع هم آنان را از تصرّف در اموالشان منع نكرده باشد.
مسأله 2243 ـ لازم نيست صيغه صلح به عربى خوانده شود، بلكه با هر لفظى يا فعلى كه بفهماند با هم صلح و سازش كرده‏اند صحيح است.
مسأله 2244 ـ اگر كسى گوسفندهاى خود را به چوپان بدهد كه مثلاً يك سال نگهدارى كند و از شير آن استفاده نمايد و مقدارى روغن بدهد، چنانچه شير گوسفند را در مقابل زحمتهاى چوپان و آن روغن صلح كند و قرار نگذارند كه روغن حاصل از خود آن شير باشد صحيح است و نيز اگر گوسفند را يك ساله به چوپان اجاره دهد كه از شير آن استفاده كند و در عوض، مقدارى روغن بدهد و مقيّد به خصوص روغن و شير آن گوسفند نكند، اجاره صحيح است.
مسأله 2245 ـ اگر كسى بخواهد طلب يا حقّ خود را به ديگرى صلح كند در صورتى صحيح است كه او قبول نمايد. ولى اگر بخواهد از طلب يا حقّ خود بگذرد قبول كردن او لازم نيست.
مسأله 2246 ـ اگر انسان مقدار بدهى خود را بداند و طلبكار او نداند، چنانچه طلبكار طلب خود را به كمتر از مقدارى كه هست صلح كند مثلاً پنجاه تومان طلبكار باشد و طلب خود را به ده تومان صلح نمايد، زيادى براى بدهكار حلال نيست مگر آن كه مقدار بدهى خود را به او بگويد و او را راضى كند يا طورى باشد كه اگر مقدار طلب خود را مى‏دانست، باز هم به آن مقدار صلح مى‏كرد.
مسأله 2247 ـ اگر بخواهند دو چيزى را كه از يك جنس و وزن آنها معلوم است به يكديگر صلح كنند، بنابر احتياط در صورتى صحيح است كه وزن يكى بيشتر از ديگرى نباشد، بلكه اگر وزن آنها معلوم نباشد، و احتمال دهند كه وزن يكى بيشتر از ديگرى است احتياط آن است كه آنها را با يكديگر صلح نكنند.
مسأله 2248 ـ اگر دو نفر از يك‏نفر طلبكار باشند، يا دو نفر از دو نفر ديگر طلبكار باشند و بخواهند طلبهاى خود را به يكديگر صلح كنند، چنانچه طلب آنان از يك جنس و وزن آنها يكى باشد مثلاً هر دو، ده من گندم طلبكار باشند، مصالحه آنان صحيح است و همچنين است اگر جنس طلب آنان يكى نباشد مثلاً يكى ده من برنج و ديگرى، دوازده من گندم طلبكار باشد، امّا اگر طلب آنان از يك جنس و چيزى باشد كه معمولاً با وزن يا پيمانه آن را معامله مى‏كنند، در صورتى كه وزن يا پيمانه آنها مساوى نباشد، مصالحه آنان اشكال دارد.
مسأله 2249 ـ اگر از كسى طلبى دارد كه بايد بعد از مدّتى بگيرد چنانچه طلب خود را به مقدار كمترى صلح كند و مقصودش اين باشد كه از مقدارى از طلب خود گذشت كند و بقيه را نقد بگيرد، اشكال ندارد.
مسأله 2250 ـ اگر دو نفر چيزى را با هم صلح كنند، با رضايت يكديگر مى‏توانند صلح را به هم بزنند و نيز اگر در ضمن معامله براى هر دو يا يكى از آنان، حقّ به هم زدن معامله را قرار داده باشند، كسى كه آن حق را دارد، مى‏تواند صلح را به هم بزند.
مسأله 2251 ـ تا وقتى خريدار و فروشنده از هم جدا نشده‏اند مى‏توانند معامله را به هم بزنند و نيز اگر مشترى، حيوانى را بخرد تا سه روز حقّ به هم زدن معامله را دارد و همچنين اگر پول جنسى را كه نقد خريده تا سه روز ندهد و جنس را تحويل نگيرد، فروشنده مى‏تواند معامله را به هم بزند، ولى كسى كه مال را صلح مى‏كند در اين سه صورت حقّ به هم زدن صلح را ندارد، امّا در صورتى كه طرف مصالحه در پرداخت مال المصالحه از حدّ متعارف تأخير كند يا اين كه شرط شده باشد كه مثلاً مال المصالحه را نقد بدهد و او به شرط عمل ننمايد، در اين صورت مى‏تواند صلح را به هم بزند و نيز در هشت صورت ديگر كه در احكام خريد و فروش گفته شد مى‏تواند صلح را به هم بزند. امّا در صورتى كه يكى از دو طرف مصالحه مجنون باشد، اگر صلح براى رفع نزاع باشد، نمى‏تواند صلح را به هم بزند.
مسأله 2252 ـ اگر چيزى را كه به صلح گرفته معيوب باشد مى‏تواند صلح را به هم بزند، و اگر طرفين راضى به گرفتن تفاوت قيمت صحيح و معيوب باشند اشكال ندارد.
مسأله 2253 ـ هرگاه مال خود را به كسى صلح نمايد و با او شرط كند كه اگر بعد از مرگ، وارثى نداشتم بايد چيزى را كه به تو صلح كردم وقف كنى و او هم اين شرط را قبول كند، بايد به شرط عمل نمايد. و همچنين است اگر شرط كند تا مادامى كه زنده هستم بتوانم در آن چيز تصرّف كنم.