ضامن شدن

احكام ضامن شدن


مسأله 2390 ـ اگر انسان بخواهد ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد، ضامن شدن او در صورتى صحيح است كه به هر لفظى اگرچه عربى نباشد به طلبكار بگويد كه من ضامن شده‏ام طلب تو را بدهم و طلبكار هم رضايت خود را بفهماند، ولى راضى بودن بدهكار شرط نيست.
مسأله 2391 ـ ضامن و طلبكار بايد مكلّف و عاقل باشند و كسى هم آنها را مجبور نكرده باشد و نيز بايد در حال بالغ شدن سفيه نباشند كه مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف كنند، ولى اگر بعد از بالغ شدن سفيه شده باشند و حاكم شرع آنان را از تصرّف منع نكرده باشد اشكال ندارد و كسى كه به واسطه ورشكستگى، حاكم شرع او را از تصرّف در اموالش منع كرده بابت طلبى كه دارد ديگرى نمى‏تواند ضامن او شود.
مسأله 2392 ـ هرگاه براى ضامن شدن خودش شرطى قرار دهد مثلاً بگويد اگر بدهكار قرض تو را نداد من مى‏دهم به احتياط واجب ضمان شرعى نيست، ولى از باب اينكه يك عقد عقلايى رايج است، ضامن لازم است طبق تعهّد عمل كند.
مسأله 2393 ـ كسى كه انسان ضامن بدهى او مى‏شود بايد بدهكار باشد، و اگر كسى بخواهد از ديگرى قرض كند و شخصى به قرض دهنده بگويد كه من ضامن قرض او مى‏شوم بعيد نيست در صورتى كه قرض گيرنده ادا نكند بتواند از ضامن مطالبه كند.
مسأله 2394 ـ در صورتى انسان مى‏تواند ضامن شود كه طلبكار و بدهكار معيّن باشند و جنس بدهى نيز مبهم يا مردّد نباشند پس اگر دو نفر از كسى طلبكار باشند و انسان بگويد من ضامن هستم كه طلب يكى از شماها را بدهم، چون معيّن نكرده كه طلب كدام را بدهد، ضامن شدن او باطل است. و نيز اگر كسى از دو نفر طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن هستم كه بدهى‏يكى از آن دو نفر را به تو بدهم، چون معيّن نكرده كه بدهى كدام را مى‏دهد، ضامن شدن او باطل مى‏باشد و همچنين اگر كسى از ديگرى مثلاً ده من گندم و مقدارى پول طلبكار باشد و انسان بگويد من ضامن يكى از دو طلب تو هستم و معيّن نكند كه ضامن گندم است، يا ضامن پول صحيح نيست.
مسأله 2395 ـ اگر طلبكار طلب خود را به ضامن ببخشد، ضامن نمى‏تواند از بدهكار چيزى بگيرد و اگر مقدارى از آن را ببخشد، نمى‏تواند آن مقدار را مطالبه نمايد. ولى اگر بعنوان هبه يا از بابت خمس و زكات يا صدقات و امثال آن با ضامن حساب كند، ضامن مى‏تواند از بدهكار مطالبه نمايد.
مسأله 2396 ـ اگر انسان ضامن شود كه بدهى كسى را بدهد، نمى‏تواند از ضامن شدن خود برگردد.
مسأله 2397 ـ ضامن و طلبكار مى‏توانند شرط كنند كه هر وقت بخواهند ضامن بودن ضامن را به هم بزنند.
مسأله 2398 ـ هرگاه انسان در موقع ضامن شدن، بتواند طلب طلبكار را بدهد اگرچه بعد فقير شود، طلبكار نمى‏تواند ضامن بودن او را به هم بزند و طلب خود را از بدهكار اوّل مطالبه نمايد و همچنين است اگر در آن موقع نتواند طلب او را بدهد ولى طلبكار بداند و به ضامن شدن او راضى شود.
مسأله 2399 ـ اگر انسان در موقعى كه ضامن مى‏شود نتواند طلب طلبكار را بدهد و طلبكار در آن وقت نداند و بعد ملتفت شود، در صورتى كه پيش از آن كه طلبكار ملتفت شود ضامن قدرت پيدا كرده باشد، بنا بر احتياط ضامن بودن او را به هم نزند.
مسأله 2400 ـ اگر كسى بدون اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد، نمى‏تواند چيزى از او بگيرد.
مسأله 2401 ـ اگر كسى با اجازه بدهكار ضامن شود كه بدهى او را بدهد، مى‏تواند مقدارى را كه ضامن شده از او مطالبه نمايد، ولى اگر به جاى جنسى‏كه بدهكار بوده جنس ديگرى به طلبكار او بدهد، نمى‏تواند چيزى را كه داده از او مطالبه نمايد، مثلاً اگر ده من گندم بدهكار باشد و ضامن ده من برنج بدهد نمى‏تواند برنج را از او مطالبه نمايد، امّا اگر خودش راضى شود كه برنج بدهد اشكال ندارد.