معاملات مکروه و باطل

معاملات مكروه

مسأله 2117 ـ عمده معاملات مكروه از اين قرار است:
اوّل: بنده فروشى.
دوم: قصّابى.
سوم: كفن فروشى.
چهارم: معامله با افراد پست و تنگ‏نظر.
پنجم: معامله بين اذان صبح و اوّل آفتاب.
ششم: آن كه كار خود را خريد و فروش گندم و جو و مانند اينها قرار دهد.
هفتم: معامله با اطفال در مواردى كه باطل نيست.
هشتم:معامله با كسى كه عادت بر اجتناب از محرّمات ندارد.
نهم: معاملاتى كه در آن شبهه ربا باشد.


معاملات باطل

مسأله 2118 ـ در چند مورد معامله باطل است:
اوّل: خريد و فروش عين نجس مثل بول و غائط و مسكرات، ولى خريد و فروش عين نجسى كه بتوان از آن استفاده حلال نمود جايز است.
دوم: خريد و فروش مال غصبى، مگر آن كه صاحبش معامله را اجازه دهد.
سوم: خريد و فروش چيزهايى كه ماليّت ندارد.
چهارم: معامله چيزى كه منافع معمولى آن حرام باشد، مثل آلات قمار و موسيقى.
پنجم: معامله‏اى كه در آن ربا باشد.
مسأله 2119 ـ غشّ در معامله حرام است، و غشّ عبارتست از فروختن جنسى كه با چيز ديگر مخلوط است، در صورتى كه آن چيز معلوم نباشد و فروشنده هم به خريدار نگويد، مثل فروختن شيرى كه آن را با آب مخلوط كرده است. و مشترى هر وقت فهميد مى‏تواند معامله را فسخ كند و در بعضى از صورت‏هاى غشّ، اصل معامله باطل است، مثل اين كه چيزى را بر خلاف جنسش ارائه دهد، مثلاً مس را به طلا روكش كند و به اسم طلا بفروشد. از پيغمبر اكرم9 منقول است كه فرمود: «از ما نيست كسى كه در معامله با مسلمانان غشّ كند يا به آنان ضرر بزند يا تقلّب و حيله نمايد و هر كه با برادر مسلمان خود غشّ كند، خداوند بركت روزى او را مى‏برد و راه معاش او را مى‏بندد و او را به خودش واگذار مى‏كند».
مسأله 2120 ـ فروختن چيز طاهرى كه نجس شده و آب كشيدن آن ممكن است اشكال ندارد، ولى اگر مشترى بخواهد آن چيز را بخورد بايد فروشنده نجس بودن آن را به او بگويد.
مسأله 2121 ـ اگر چيز طاهرى مانند روغن و نفت كه آب كشيدن آن ممكن نيست نجس شود، چنانچه مثلاً روغن نجس را براى خوردن به خريدار بدهند معامله باطل و عمل حرام است ولى اگر براى كارى بخواهند كه شرط آن طاهر بودن نيست مثلاً بخواهند نفت نجس را بسوزانند، فروش آن اشكال ندارد.
مسأله 2122 ـ داروهاى نجس چه خوردنى باشد و چه غير خوردنى، خريد و فروش آن جايز است، امّا اگر خوردنى باشد بايد نجاستش را به مشترى بگويد و همچنين است اگر خوردنى نباشد ولى در معرض اين باشد كه خوراك يا بدن مشترى آلوده به نجاست شود. ولى دوايى كه مثل شراب، عين آن نجس است نبايد معامله كنند.
مسأله 2123 ـ خريد و فروش روغن و دواهاى روان و عطرهايى كه از كشورهاى غير اسلامى مى‏آورند اگر نجس بودن آنها معلوم نباشد اشكال ندارد، ولى‏روغنى را كه از حيوان بعد از جان دادن آن مى‏گيرند، چنانچه در شهر كفّار از دست كافر بگيرند و از حيوانى باشد كه اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن مى‏كند، نجس است و معامله آن در صورتى كه استفاده آن تنها خوردن باشد باطل است.
مسأله 2124 ـ اگر روباه را به غير دستورى كه در شرع معيّن شده كشته باشند، يا خودش مرده باشد، خريد و فروش پوست آن در صورتى كه هيچ استفاده مشروع و حلالى نداشته باشد حرام و معامله آن باطل است.
مسأله 2125 ـ خريد و فروش گوشت و پيه و چرمى كه از كشورهاى غير اسلامى مى‏آورند يا از دست كافر گرفته مى‏شود در صورتى كه استفاده حلال داشته باشد جايز است امّا نجس مى‏باشد و نماز هم با آن جايز نيست.
مسأله 2126 ـ خريد و فروش گوشت و پيه و چرمى كه از دست مسلمان گرفته شود اشكال ندارد، ولى اگر انسان بداند كه آن مسلمان آن را از دست كافر گرفته و تحقيق نكرده كه از حيوانى است كه به دستور شرع كشته شده يا نه، خريد و فروش آن در صورتى كه استفاده حلال داشته باشد جايز است، ولى نماز خواندن در آن چرم و خوردن آن گوشت و چربى جايز نيست.
مسأله 2127 ـ خريد و فروش مسكرات، حرام و معامله آنها باطل است.
مسأله 2128 ـ فروختن مال غصبى اگر مالك آن، معامله را رد كند باطل است و فروشنده بايد پولى را كه از خريدار گرفته به او برگرداند.
مسأله 2129 ـ اگر خريدار قصدش اين باشد كه پول جنس را ندهد به نحوى كه قصد معامله نداشته باشد، معامله اشكال دارد و اگر جدّا قصد معامله داشته باشد به صحّت معامله ضررى وارد نمى‏شود و لازم است پول آن را به فروشنده بدهد.
مسأله 2130 ـ اگر خريدار بخواهد پول چيزى را كه به ذمّه خريده از حرام بدهد اگر چه از اوّل هم قصدش اين باشد، معامله صحيح است ولى بايد مقدارى را كه بدهكار است از مال حلال بدهد.
مسأله 2131 ـ خريد و فروش آلات لهو حرام است امّا آلات مشتركه اشكال ندارد.
مسأله 2132 ـ اگر چيزى را كه مى‏شود استفاده حلال از آن ببرند به قصد اين بفروشد كه آن را در حرام مصرف كنند مثلاً انگور را به اين قصد بفروشد كه از آن شراب تهيه نمايند، معامله آن حرام و باطل است، ولى اگر شرط نكند و قصد مصرف در حرام هم نكند امّا فروشنده مى‏داند كه خريدار در حرام مصرف مى‏كند، معامله اشكال ندارد اگرچه در صورت نبودن عسر و حرج بهتر است چنين معامله‏اى را ترك كند.
مسأله 2133 ـ خريد و فروش مجسّمه اشكال ندارد.
مسأله 2134 ـ خريدن چيزى كه از قمار، يا دزدى، يا از معامله باطل تهيه شده باطل و تصرّف در آن مال حرام است. و اگر كسى آن را بخرد بايد به صاحب اصلى‏اش برگرداند.
مسأله 2135 ـ اگر روغنى را كه با پيه مخلوط است بفروشد، چنانچه آن را معيّن كند مثلاً بگويد اين يك من روغن را مى‏فروشم، معامله به قدر پيه كه در آن است باطل مى‏شود و مشترى مى‏تواند معامله روغن خالص را هم كه در آن است به هم بزند، ولى اگر آن را معيّن نكند بلكه يك من روغن كلّى بفروشد، بعد روغنى‏كه پيه دارد بدهد، مشترى مى‏تواند آن روغن را پس بدهد و روغن خالص مطالبه نمايد.
مسأله 2136 ـ اگر مقدارى از جنسى را كه با وزن يا پيمانه مى‏فروشند به زيادتر از همان جنس بفروشد، مثلاً يك من گندم را به يك من و نيم گندم بفروشد ربا و حرام است و گناه يك درهم ربا بزرگتر از آن است كه انسان هفتاد مرتبه با محرم خود زنا كند؛ بلكه اگر يك نوع از آن جنس، سالم و ديگرى معيوب، يا جنس يكى خوب و جنس ديگرى بد باشد، يا با يكديگر تفاوت قيمت داشته باشند، چنانچه بيشتر از مقدارى كه مى‏دهد بگيرد، باز هم ربا و حرام است، پس اگر مس درست را بدهد و بيشتر از آن، مس شكسته بگيرد يا برنج مرغوب را بدهد و بيشتر از آن برنج نامرغوب بگيرد يا طلاى ساخته را بدهد و بيشتر از آن طلاى نساخته بگيرد، ربا و حرام مى‏باشد.
مسأله 2137 ـ اگر چيزى را كه اضافه مى‏گيرد غير از جنسى باشد كه مى‏فروشد، مثلاً يك من گندم به يك من گندم و مقدارى پول بفروشد باز هم ربا و حرام است بلكه اگر چيزى زيادتر نگيرد ولى شرط كند كه خريدار عملى براى او انجام دهد، ربا و حرام مى‏باشد.
مسأله 2138 ـ اگر كسى كه مقدار كمتر را مى‏دهد چيزى اضافه كند مثلاً يك من گندم مرغوب و يك دستمال را به يك من و نيم گندم متوسط بفروشد، اگر مقدار كمتر، در قيمت مساوى با مقدار بيشتر همجنس آن باشد و كسى كه مقدار كمتر را مى‏دهد، براى خلاصى از فروش آن به زيادتر از همجنس، چيزى اضافه كرده كرده اشكال ندارد و همچنين است اگر از هر دو طرف، چيزى زياد كنند مثلاً يك من گندم و يك دستمال را به يك من و نيم گندم و يك دستمال بفروشد.
مسأله 2139 ـ اگر چيزى را كه مثل پارچه با متر و ذرع مى‏فروشند، يا چيزى را كه مثل گردو و تخم مرغ عددى معامله مى‏كنند، بفروشد و زيادتر بگيرد مثلاً ده تا تخم مرغ بدهد و يازده تا بگيرد اشكال ندارد.
مسأله 2140 ـ جنسى را كه در بعضى از شهرها با وزن يا پيمانه مى‏فروشند و در بعضى از شهرها عددى معامله مى‏كنند، اگر در شهرى كه آن را با وزن يا پيمانه مى‏فروشند زيادتر بگيرد، ربا و حرام است و در شهر ديگر ربا نيست.
مسأله 2141 ـ اگر چيزى را كه مى‏فروشد و عوضى را كه مى‏گيرد از يك جنس نباشد زيادى گرفتن اشكال ندارد، پس اگر يك من برنج بفروشد و دو من گندم بگيرد معامله صحيح است.
مسأله 2142 ـ اگر جنسى را كه مى‏فروشد و عوضى را كه مى‏گيرد از يك چيز عمل آمده باشد، بنابر احتياط واجب در معامله زيادى نگيرد، پس اگر يك من روغن بفروشد و در عوض آن يك من و نيم پنير بگيرد، ربا و حرام است و احتياط واجب آن است كه اگر ميوه رسيده را با ميوه نارس معامله كند زيادى نگيرد.
مسأله 2143 ـ جو و گندم در ربا يك جنس حساب مى‏شود، پس اگر يك من گندم بدهد و يك من و نيم جو بگيرد، ربا و حرام است. و نيز اگر مثلاً ده من جو بخرد كه سر خرمن ده من گندم بدهد، چون جو را نقد گرفته و بعد از مدّتى گندم را مى‏دهد، مثل آن است كه زيادى گرفته و حرام مى‏باشد.
مسأله 2144 ـ اگر مسلمان از كافرى كه در پناه اسلام نيست ربا بگيرد اشكال ندارد و نيز پدر و فرزند و زن و شوهر مى‏توانند از يكديگر ربا بگيرند.