روزه قضا

مواردى كه فقط قضاى روزه واجب است

مسأله 1752 ـ در چند صورت فقط قضاى روزه بر انسان واجب است و كفّاره واجب نيست:
اوّل: آن كه روزه دار در روز ماه رمضان عمداً قى كند.
دوم: آن كه در شب ماه رمضان جنب باشد و به تفصيلى كه در مسأله 1695 گفته شد تا اذان صبح از خواب سوم بيدار نشود.
سوم: عملى كه روزه را باطل مى‏كند بجا نياورد ولى نيّت روزه نكند، يا ريا كند، يا قصد كند كه روزه نباشد.
چهارم: آن كه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و با حال جنابت يك روز يا چند روز روزه بگيرد.
پنجم: آن كه در ماه رمضان بدون اين كه تحقيق كند صبح شده يا نه، كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده و نيز اگر بعد از تحقيق با اين كه گمان دارد صبح شده، كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده قضاى آن روزه بر او واجب است ولى اگر بعد از تحقيق گمان يا يقين كند كه صبح نشده و چيزى بخورد و بعد معلوم شود صبح بوده قضا واجب نيست بلكه اگر بعد از تحقيق شك كند كه صبح شده يا نه و كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، قضا واجب نيست.
ششم: آن كه كسى بگويد صبح نشده و انسان به گفته او كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.
هفتم: آن كه كسى بگويد صبح شده و انسان به گفته او يقين نكند، يا خيال كند شوخى مى‏كند و كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده است.
هشتم: آن كه به گفته كس ديگر كه عادل باشد افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده است و اگر به گفته آدم دروغگو افطار كند كفّاره هم واجب مى‏شود.
نهم: آن كه در هواى صاف بواسطه تاريكى يقين كند كه مغرب شده و افطار كند بعد معلوم شود مغرب نبوده است ولى اگر در هواى ابر به گمان اين كه مغرب شده افطار كند، بعد معلوم شود مغرب نبوده، قضا لازم نيست.
دهم: آن كه براى خنك شدن، يا بى جهت مضمضه كند يعنى آب در دهان بگرداند و بى اختيار فرو رود، ولى اگر فراموش كند كه روزه است و آب را فرو دهد، يا براى وضو مضمضه كند و بى اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.
مسأله 1753 ـ اگر غير آب چيز ديگرى را در دهان ببرد و بى اختيار فرو رود يا آب داخل بينى كند و بى اختيار فرو رود، قضا بر او واجب نيست.
مسأله 1754 ـ مضمضه زياد براى روزه دار مكروه است و اگر بعد از مضمضه بخواهد آب دهان را فرو برد، بهتر است سه مرتبه آب دهان را بيرون بريزد.
مسأله 1755 ـ اگر انسان بداند كه بواسطه مضمضه بى اختيار يا از روى فراموشى آب وارد گلويش مى‏شود، نبايد مضمضه كند و اگر مضمضه كرد و آب وارد گلويش شد قضاء و كفّاره دارد.
مسأله 1756 ـ اگر در ماه رمضان، بعد از تحقيق يقين كند كه صبح نشده و كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده قضا لازم نيست.
مسأله 1757 ـ اگر انسان شك كند كه مغرب شده يا نه، نمى‏تواند افطار كند، ولى اگر شك كند كه صبح شده يا نه، پيش از تحقيق هم مى‏تواند كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد.


احكام روزه قضا

مسأله 1758 ـ اگر ديوانه عاقل شود، واجب نيست روزه‏هاى وقتى را كه ديوانه بوده قضا نمايد.
مسأله 1759 ـ اگر كافر مسلمان شود، واجب نيست روزه‏هاى وقتى را كه كافر بوده قضا نمايد. ولى اگر مسلمانى كافر شود و دوباره مسلمان گردد روزه‏هاى وقتى را كه كافر بوده بايد قضا نمايد.
مسأله 1760 ـ روزه‏اى كه از انسان بواسطه مستى فوت شده، بايد قضا نمايد اگرچه چيزى را كه بواسطه آن مست شده، براى معالجه خورده باشد، بلكه اگر نيّت روزه كرده و مست شده و در حال مستى روزه را ادامه داده تا از مستى خارج شده باشد بايد روزه آن روز را تمام كند و بعداً قضا نمايد.
مسأله 1761 ـ اگر براى عذرى چند روز روزه نگيرد و بعد شك كند كه چه وقت عذر او برطرف شده مى‏تواند مقدار كمتر را كه احتمال مى‏دهد روزه نگرفته قضا نمايد، مثلاً كسى كه پيش از ماه رمضان مسافرت كرده و نمى‏داند پنجم رمضان از سفر برگشته يا ششم، مى‏تواند پنج روز روزه بگيرد و نيز كسى هم كه نمى‏داند چه وقت عذر برايش پيدا شده، مى‏تواند مقدار كمتر را قضا نمايد، مثلاً اگر در آخرهاى ماه رمضان مسافرت كند و بعد از رمضان برگردد و نداند كه بيست و پنجم رمضان مسافرت كرده، يا بيست و ششم، مى‏تواند مقدار كمتر يعنى پنج روز را قضا كند.
مسأله 1762 ـ اگر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد، قضاى هر كدام را كه اوّل بگيرد مانعى ندارد. ولى اگر وقت قضاى رمضان آخر تنگ باشد، مثلاً پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم به رمضان مانده باشد بايد اوّل، قضاى رمضان آخر را بگيرد.
مسأله 1763 ـ اگر قضاى روزه چند رمضان بر او واجب باشد و در نيّت معيّن نكند روزه‏اى را كه مى‏گيرد قضاى كدام رمضان است، قضاى سال اوّل حساب مى‏شود.
مسأله 1764 ـ كسى كه قضاى روزه رمضان را گرفته، اگر وقت قضاى روزه او تنگ نباشد مى‏تواند پيش از ظهر روزه خود را باطل نمايد.
مسأله 1765 ـ اگر قضاى روزه ماه رمضان شخص ديگرى را گرفته باشد، احتياط مستحب آن است كه بعد از ظهر روزه را باطل نكند.
مسأله 1766 ـ اگر به واسطه مرض، يا حيض، يا نفاس، روزه رمضان را نگيرد و پيش از تمام شدن رمضان بميرد، لازم نيست روزه‏هايى را كه نگرفته براى او قضا كنند، اگرچه مستحب است.
مسأله 1767 ـ اگر بواسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد، قضاى روزه‏هايى را كه نگرفته بر او واجب نيست و بايد براى هر روز يك مد كه تقريبا ده سير است طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد، ولى اگر بواسطه عذر ديگرى مثلاً براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند، روزه‏هايى را كه نگرفته بايد قضا كند و احتياط مستحب آن است كه براى هر روز يك مد طعام هم به فقير بدهد.
مسأله 1768 ـ اگر بواسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و بعد از رمضان مرض او برطرف شود ولى عذر ديگرى پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاى روزه را بگيرد بايد روزه‏هايى را كه نگرفته قضا نمايد و نيز اگر در ماه رمضان، غير مرض عذر ديگرى داشته باشد و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد بواسطه مرض نتواند روزه بگيرد روزه‏هايى را كه نگرفته بايد قضا كند.
مسأله 1769 ـ اگر در ماه رمضان به واسطه عذرى روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان آينده عمداً قضاى روزه را نگيرد بايد روزه را قضا كند وبراى هر روز يك مد گندم يا جو ومانند اينها هم به فقير بدهد.
مسأله 1770 ـ اگر در قضاى روزه كوتاهى كند تا وقت تنگ شود و در تنگى‏وقت عذرى پيدا كند، بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مد گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد بلكه اگر موقعى كه عذر دارد تصميم داشته باشد كه بعد از برطرف شدن عذر روزه‏هاى خود را قضا كند و پيش از آن كه قضا نمايد در تنگى وقت عذر پيدا كند بايد قضاى آن را بگيرد، و احتياط مستحب آن است كه براى هر روز هم يك مد غذا به فقير بدهد.
مسأله 1771 ـ اگر مرض انسان چند سال طول بكشد، بعد از آن كه خوب شد اگر تا رمضان آينده به مقدار قضا وقت داشته باشد بايد قضاى رمضان آخر را بگيرد و براى هر روز از سالهاى پيش يك مد كه تقريبا ده سير است، طعام يعنى گندم يا جو و مانند اينها به فقير بدهد.
مسأله 1772 ـ كسى كه بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد مى‏تواند كفّاره چند روز را به يك فقير بدهد.
مسأله 1773 ـ اگر قضاى روزه رمضان را چند سال تأخير بيندازد بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.
مسأله 1774 ـ اگر روزه رمضان را عمداً نگيرد، بايد قضاى آن را بجا آورد و براى هر روز دو ماه روزه بگيرد يا به شصت فقير طعام بدهد، يا يك بنده آزاد كند و چنانچه تا رمضان آينده قضاى آن روزه را بجا نياورد بنابر احتياط براى هر روز نيز دادن يك مد طعام لازم است.
مسأله 1775 ـ اگر روزه رمضان را عمداً نگيرد و در روز كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام دهد، مثلاً چند مرتبه جماع كند يك كفّاره كافى است.
مسأله 1776 ـ بعد از مرگ پدر، پسر بزرگتر بايد قضاى نماز و روزه او را به تفصيلى كه در مسأله 1384 گفته شد بجا آورد ولى قضاى روزه مادر، بر پسر واجب نيست.
مسأله 1777 ـ اگر پدر غير از روزه رمضان، روزه واجب ديگرى را مانند روزه نذر نگرفته باشد بنابر احتياط واجب بايد پسر بزرگتر قضا نمايد.