طلا و نقره

نصاب طلا

مسأله 1959 ـ طلا دو نصاب دارد:
نصاب اوّل آن بيست مثقال شرعى است كه هر مثقال آن هجده نخود است، پس وقتى طلا به بيست مثقال شرعى كه پانزده مثقال معمولى است برسد، اگر شرايط ديگر را هم كه گفته شد داشته باشد انسان بايد يك‏چهلم آن را كه نُه نخود مى‏شود از بابت زكات بدهد و اگر به اين مقدار نرسد زكات آن واجب نيست.
نصاب دوم آن اضافه شدن چهار مثقال شرعى است كه سه مثقال معمول مى‏شود يعنى اگر سه مثقال به پانزده مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام هجده مثقال را از قرار يك‏چهلم بدهد و اگر كمتر از سه مثقال اضافه شود، فقط بايد زكات پانزده مثقال آن را بدهد و زيادى آن زكات ندارد و همچنين است هرچه بالا رود، يعنى اگر سه مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام آنها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود، مقدارى كه اضافه شده زكات ندارد.


نصاب نقره

مسأله 1960 ـ نقره دو نصاب دارد:
نصاب اوّل آن 105 مثقال معمولى است كه اگر نقره به 105 مثقال برسد و شرايط ديگر را هم كه گفته شد داشته باشد انسان بايد يك‏چهلم آن را كه 2 مثقال و 15 نخود است از بابت زكات بدهد و اگر به اين مقدار نرسد، زكات آن واجب نيست.
نصاب دوم آن 21 مثقال است يعنى اگر 21 مثقال به 105 مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام 126 مثقال را به طورى كه گفته شد بدهد و اگر كمتر از 21 مثقال اضافه شود، فقط بايد زكات 105 مثقال آن را بدهد و زيادى آن زكات ندارد و همچنين است هرچه بالا رود، يعنى اگر 21 مثقال اضافه شود، بايد زكات تمام آنها را بدهد و اگر كمتر اضافه شود مقدارى كه اضافه شده و كمتر از 21 مثقال است زكات ندارد. بنابراين اگر انسان يك‏چهلم هرچه طلا و نقره دارد بدهد، زكاتى را كه بر او واجب بوده داده و گاهى هم بيشتر از مقدار واجب داده است مثلاً كسى كه 110 مثقال نقره دارد، اگر يك‏چهلم آن را بدهد، زكات 105 مثقال آن را كه واجب بوده داده و مقدارى هم براى 5 مثقال آن داده كه واجب نبوده است.
مسأله 1961 ـ كسى كه طلا يا نقره او به اندازه نصاب است، اگرچه زكات آن را داده باشد، تا وقتى از نصاب اوّل كم نشده، همه ساله بايد زكات آن را بدهد.
مسأله 1962 ـ زكات طلا و نقره در صورتى واجب مى‏شود كه آن را سكّه زده باشند و معامله با آن رايج باشد و اگر نقش آن هم از بين رفته باشد، بايد زكات آن را بدهند.
مسأله 1963 ـ طلا و نقره سكّه‏دارى كه زنها براى زينت به كار مى‏برند، اگر معامله با آن رايج است زكات دارد.
مسأله 1964 ـ كسى كه طلا و نقره دارد، اگر هيچ كدام آنها به اندازه نصاب اوّل نباشد مثلاً 104 مثقال نقره و 14 مثقال طلا داشته باشد، زكات بر او واجب نيست.
مسأله 1965 ـ چنان كه سابقا گفته شد زكات طلا و نقره در صورتى واجب مى‏شود كه انسان يازده ماه مالك مقدار نصاب باشد و اگر در بين يازده ماه، طلا و نقره او از نصاب اوّل كمتر شود، زكات بر او واجب نيست.
مسأله 1966 ـ اگر در بين يازده ماه طلا و نقره‏اى را كه دارد با طلا يا نقره، يا چيز ديگر عوض نمايد يا آنها را آب كند، زكات بر او واجب نيست. ولى اگر براى فرار از دادن زكات اين كارها را بكند، احتياط مستحب آن است كه زكات را بدهد.
مسأله 1967 ـ اگر در ماه دوازدهم، سكّه طلا و نقره را آب كند، بايد زكات آنها را بدهد و چنانچه بواسطه آب كردن، وزن يا قيمت آنها كم شود بايد زكاتى را كه پيش از آب كردن بر او واجب بوده بدهد.
مسأله 1968 ـ اگر طلا و نقره‏اى كه دارد خوب و بد داشته باشد، مى‏تواند زكات هر كدام از خوب و بد را از خود آن بدهد ولى بهتر است زكات همه آنها را از طلا و نقره خوب بدهد.
مسأله 1969 ـ طلا و نقره‏اى كه بيشتر از اندازه معمولى فلز ديگر دارد، اگر خالص آن به اندازه نصاب كه مقدار آن گفته شد برسد، انسان بايد زكات آن را بدهد و چنانچه شك دارد كه خالص آن به اندازه نصاب هست يا نه، بنابر احتياط واجب بايد به وسيله آب كردن يا از راه ديگر مقدار خالص آن را معلوم كند يا مقدار محتمل را زكات بدهد تا يقين به برى‏ء الذّمه شدن خود پيدا كند.
مسأله 1970 ـ اگر طلا و نقره‏اى كه دارد به مقدار معمول، فلز ديگر با آن مخلوط باشد، نمى‏تواند زكات آن را از طلا و نقره‏اى بدهد كه بيشتر از معمول، فلز ديگر دارد ولى اگر به قدرى بدهد كه يقين كند طلا و نقره خالصى‏كه در آن هست، به اندازه زكاتى مى‏باشد كه بر او واجب است، اشكال ندارد.