شکار حیوانات

احكام شكار كردن با اسلحه

مسأله 2684 ـ اگر حيوان حلال گوشت وحشى يا اهلى كه وحشى شده را با اسلحه شكار كنند و بميرد با پنج شرط حلال و بدنش طاهر است:
اوّل: آن كه اسلحه شكار مثل كارد و شمشير برنده باشد، يا مثل نيزه و تير، تيز باشد كه بواسطه تيز بودن، بدن حيوان را پاره كند و اگر به وسيله دام يا چوب و سنگ و مانند اينها حيوانى را شكار كنند طاهر نمى‏شود و خوردن آن هم حرام است مگر اينكه او را زنده دريابند و ذبح كنند. و اگر حيوانى را با تفنگ شكار كنند، چنانچه گلوله آن تيز باشد كه در بدن حيوان فرو رود و آن را پاره كند طاهر و حلال است و اگر گلوله تيز نباشد بلكه با فشار در بدن حيوان فرو رود و حيوان را بكشد، يا بواسطه حرارتش بدن حيوان را بسوزاند و در اثر سوزاندن، حيوان بميرد، طاهر و حلال بودنش اشكال دارد.
دوم: كسى كه شكار مى‏كند بايد مسلمان باشد يا بچّه مسلمان باشد كه خوب و بد را بفهمد و اگر كافر يا كسى كه اظهار دشمنى با اهل بيت پيغمبر9 مى‏كند، حيوانى را شكار نمايد، آن شكار حلال نيست.
سوم: اسلحه را براى شكار كردن حيوان به كار برد و اگر مثلاً جايى را نشان كند و اتّفاقا حيوانى را بكشد، آن حيوان طاهر نيست و خوردن آن هم حرام است. ولى اگر به قصد حيوان مخصوصى تيراندازى كند اما بجاى آن حيوان ديگرى را بكُشد حلال است.
چهارم: در وقت به كار بردن اسلحه نام خدا را ببرد و چنانچه عمداً نام خدا را نبرد شكار حلال نمى‏شود و چنانچه قبل از خوردن به هدف نام خدا را ببرد نيز كافى است، ولى اگر فراموش كند اشكال ندارد.
پنجم: وقتى به حيوان برسد كه مرده باشد، يا اگر زنده است به اندازه سر بريدن آن وقت نباشد و چنانچه به اندازه سر بريدن وقت باشد و سر حيوان را نبرد تا بميرد، حرام است.
مسأله 2685 ـ اگر دو نفر حيوانى را شكار كنند و يكى از آنان مسلمان و ديگرى كافر باشد يا يكى از آن دو نام خدا را ببرد و ديگرى عمداً نام خدا را نبرد آن حيوان حلال نيست.
مسأله 2686 ـ اگر بعد از آن كه حيوانى را تير زدند مثلاً در آب بيفتد و انسان بداند كه حيوان بواسطه تير و افتادن در آب جان داده، حلال نيست. بلكه اگر شك كند كه فقط با تير بوده يا نه، حلال نمى‏باشد.
مسأله 2687 ـ اگر با سگ غصبى يا اسلحه غصبى حيوانى را شكار كند، شكار حلال است و مال خود او مى‏شود ولى گذشته از اين كه گناه كرده، بايد اجرت اسلحه يا سگ را به صاحبش بدهد.
مسأله 2688 ـ اگر با شمشير يا چيز ديگرى كه شكار كردن با آن صحيح است با شرطهايى كه گفته شد، حيوانى را دو قسمت كنند و سر و گردن در يك قسمت بماند و انسان وقتى برسد كه حيوان جان داده باشد، هر دو قسمت حلال است البته در صورتى كه به همين قطع كردن جان داده باشد. و اگر حيوان زنده باشد و وقت تنگ باشد براى سر بريدن به آداب شرع، باز هم هر دو قسمت آن حلال است. و اگر وقت باشد براى سر بريدن، آن قسمت كه در آن سر نيست حرام است و آن قسمت ديگر اگر سر آن را به دستورى كه در شرع معيّن شده ببرند حلال است به شرط آن كه در زمان بريدن سرش زنده باشد، اگرچه ممكن نباشد زنده بماند و در حال جان دادن باشد.
مسأله 2689 ـ اگر با چوب يا سنگ يا چيز ديگرى كه شكار كردن با آن صحيح نيست حيوانى را دو قسمت كنند، قسمتى كه سر و گردن ندارد حرام است و قسمتى كه سر و گردن دارد، اگر زنده باشد و سر آن را به دستورى كه در شرع معيّن شده ببرند حلال است به شرط آن كه در زمان بريدن سرش زنده باشد، اگرچه ممكن نباشد زنده بماند و در حال جان دادن باشد.
مسأله 2690 ـ اگر حيوانى را شكار كنند، يا سر ببرند و بچّه زنده‏اى از آن بيرون آيد چنانچه آن بچّه را بدستورى كه در شرع معيّن شده سر ببرند، حلال وگرنه حرام مى‏باشد.
مسأله 2691 ـ اگر حيوانى را شكار كنند يا سر ببرند و بچّه مرده‏اى از شكمش بيرون آورند، در صورتى كه دو شرط ذيل را داشته باشد طاهر و حلال است اول اينكه خلقت آن بچّه كامل باشد و مو يا پشم در بدنش روييده باشد ديگر اينكه در اثر كشتن مادرش مرده باشد امّا اگر پيش از كشتن مادر مرده باشد نجس و حرام است.


شكار كردن با سگ شكارى

مسأله 2692 ـ اگر سگ شكارى حيوان وحشى حلال گوشتى را شكار كند طاهر بودن و حلال بودن آن حيوان شش شرط دارد:
اوّل: سگ به طورى تربيت شده باشد كه هر وقت آن را براى گرفتن شكار بفرستند برود و هر وقت از رفتن جلوگيرى كنند بايستد ولى اگر در وقت نزديك شدن به شكار، با جلوگيرى نايستد مانع ندارد و احتياط واجب آن است كه اگر عادت دارد كه پيش از رسيدن صاحبش شكار را مى‏خورد از شكار او اجتناب كنند، ولى اگر اتّفاقا شكار را بخورد اشكال ندارد.
دوم: صاحبش آن را بفرستد و اگر از پيش خود دنبال شكار رود و حيوانى را شكار كند خوردن آن حيوان حرام است. بلكه اگر از پيش خود دنبال شكار رود و بعداً صاحبش بانگ بزند كه زودتر آن را به شكار برساند اگرچه بواسطه صداى صاحبش شتاب كند، بنابر احتياط واجب بايد از خوردن آن شكار خوددارى نمايد.
سوم: كسى كه سگ را مى‏فرستد بايد مسلمان باشد يا بچّه مسلمان باشد كه خوب و بد را بفهمد و اگر كافر يا كسى كه اظهار دشمنى با اهل بيت پيغمبر9 مى‏كند سگ را بفرستد، شكار آن سگ حرام است.
چهارم: وقت فرستادن سگ، نام خدا را ببرد و اگر عمداً نام خدا را نبرد، آن شكار حرام است، ولى اگر از روى فراموشى باشد اشكال ندارد. و اگر وقت فرستادن سگ نام خدا را عمداً نبرد و پيش از آن كه سگ به شكار برسد نام خدا را ببرد بنابر اظهر مانعى ندارد.
پنجم: شكار بواسطه زخمى كه از دندان سگ پيدا كرده بميرد پس اگر سگ، شكار را خفه كند، يا شكار از دويدن يا ترس بميرد حلال نيست.
ششم: كسى كه سگ را فرستاده، وقتى برسد كه حيوان مرده باشد، يا اگر زنده است به اندازه سر بريدن آن وقت نباشد. البته بايد شكارچى در رسيدن به حيوان شتاب كند. و چنانچه وقتى برسد كه به اندازه سر بريدن وقت باشد مثلاً حيوان چشم يا دم خود را حركت دهد، يا پاى خود را به زمين بزند، چنانچه سر حيوان را نبرد تا بميرد حلال نيست.
مسأله 2693 ـ كسى كه سگ را فرستاده اگر وقتى برسد كه بتواند سر حيوان را ببرد، چنانچه به طور معمول و با شتاب مثلاً كارد را بيرون آورد و وقت سر بريدن بگذرد و آن حيوان بميرد حلال است، ولى اگر مثلاً بواسطه زياد تنگ بودن غلاف يا چسبندگى آن، بيرون آوردن كارد طول بكشد و وقت بگذرد حلال نمى‏شود و نيز اگر چيزى همراه او نباشد كه با آن سر حيوان را ببرد و حيوان بميرد واجب آن است كه از خوردن آن خوددارى كند.
مسأله 2694 ـ اگر چند سگ را بفرستد و با هم حيوانى را شكار كنند، چنانچه همه آنها داراى شرطهايى كه گفته شده باشند، شكار حلال است و اگر يكى از آنها داراى آن شرطها نبوده ولى مؤثّر در شكار باشد، شكار حرام است.
مسأله 2695 ـ اگر سگ را براى شكار حيوانى بفرستند و آن سگ حيوان ديگرى را شكار كند، آن شكار حلال و طاهر است و نيز اگر آن حيوان را با حيوان ديگرى شكار كند، هر دوى آنها حلال و طاهر مى‏باشند.
مسأله 2696 ـ اگر چند نفر با هم سگ را بفرستند و يكى از آنها كافر باشد، يا عمداً نام خدا را نبرد، آن شكار حرام است. و نيز اگر يكى از سگهايى را كه فرستاده‏اند به طورى كه گفته شد تربيت شده نباشد، آن شكار حرام مى‏باشد.
مسأله 2697 ـ اگر باز يا حيوان ديگرى غير سگ شكارى حيوانى را شكار كند، آن شكار حلال نيست ولى اگر وقتى برسند كه حيوان زنده باشد و به دستورى كه در شرع معيّن شده سر آن را ببرند حلال است.


صيد ماهى

مسأله 2698 ـ اگر ماهى فَلس دار را زنده از آب بگيرند و بيرون آب جان دهد، طاهر و خوردن آن حلال است و چنانچه در آب بميرد طاهر است ولى خوردن آن حرام مى‏باشد مگر اينكه در تور ماهيگير در آب بميرد كه در اين صورت خوردنش حلال است. و ماهى بى فلس را اگرچه زنده از آب بگيرند و بيرون آب جان دهد حرام است.
مسأله 2699 ـ اگر ماهى از آب بيرون بيفتد، يا موج آن را بيرون بيندازد، يا آب فرو رود و ماهى در خشكى بماند، چنانچه پيش از آن كه بميرد، با دست يا به وسيله ديگر كسى آن را بگيرد، بعد از جان دادن حلال است.
مسأله 2700 ـ كسى كه ماهى را صيد مى‏كند، لازم نيست مسلمان باشد و در موقع گرفتن، نام خدا را ببرد، ولى مسلمان بايد بداند كه آن را زنده از آب گرفته و در خارج آب مرده يا در تور او در آب مرده است.
مسأله 2701 ـ ماهى مرده‏اى كه معلوم نيست آن را زنده از آب گرفته‏اند يا مرده، چنانچه در دست مسلمان باشد، حلال است. و اگر در دست كافر باشد، اگرچه بگويد آن را زنده گرفته‏ام، حرام مى‏باشد، مگر اينكه اطمينان حاصل شود يا دو شاهد عادل شهادت دهند كه راست مى‏گويد.
مسأله 2702 ـ خوردن ماهى زنده اشكال ندارد.
مسأله 2703 ـ اگر ماهى زنده را بريان كنند، يا در بيرون آب پيش از جان دادن بكشند، خوردن آن اشكال ندارد.
مسأله 2704 ـ اگر ماهى را بيرون آب دو قسمت كنند و يك قسمت آن در حالى‏كه زنده است در آب بيفتد، خوردن قسمتى را كه بيرون آب مانده اشكال ندارد.


صيد ملخ

مسأله 2705 ـ اگر ملخ را با دست يا به وسيله ديگرى زنده بگيرند، بعد از جان دادن، خوردن آن حلال است. و لازم نيست كسى كه آن را مى‏گيرد مسلمان باشد و در موقع گرفتن، نام خدا را ببرد ولى اگر ملخ مرده‏اى در دست كافر باشد و معلوم نباشد كه آن را زنده گرفته يا نه، اگرچه بگويد زنده گرفته‏ام حلال نيست.
مسأله 2706 ـ خوردن ملخى كه بال در نياورده و نمى‏تواند پرواز كند، حرام است.