تیمّم

تيمّم

در هفت مورد به جاى وضو و غسل بايد تيمّم كرد:
اوّل: آن كه تهيه آب به قدر وضو يا غسل ممكن نباشد.
مسأله 639 ـ اگر انسان در آبادى باشد، بايد براى تهيه آب وضو و غسل، به قدرى جستجو كند كه از پيدا شدن آن نااميد شود و اگر در بيابان باشد، چنانچه زمين آن پست و بلند است و يا بواسطه درخت و مانند آن عبور در آن زمين مشكل است بايد در هر يك از چهار طرف به اندازه پرتاب يك تير قديمى كه با كمان پرتاب مى‏كردند كه حدود دويست قدم مى‏شود، در جستجوى آب برود و اگر زمين آن اين طور نيست، بايد در هر طرف به اندازه پرتاب دو تير جستجو نمايد.
مسأله 640 ـ اگر بعضى از چهار طرف، هموار و بعضى ديگر پست و بلند يا عبور در آن مشكل باشد، بايد در طرفى كه هموار است به اندازه پرتاب دو تير و در طرفى كه اين طور نيست به اندازه پرتاب يك تير جستجو كند.
مسأله 641 ـ در هر طرفى كه اطمينان دارد آب نيست، در آن طرف جستجو لازم نيست.
مسأله 642 ـ كسى كه وقت نماز او تنگ نيست و براى تهيه آب وقت دارد، اگر اطمينان دارد، در محلّى دورتر از مقدارى كه بايد جستجو كند آب هست در صورتى كه مانعى نباشد و مشقّت هم نداشته باشد، بايد براى تهيه آب برود و اگر گمان دارد آب هست، رفتن به آن محل لازم نيست؛ ولى اگر اطمينان داشته باشد، بنابر احتياط واجب بايد براى تهيه آب به آن محل برود.
مسأله 643 ـ لازم نيست خود انسان در جستجوى آب برود، بلكه مى‏تواند كسى را كه به گفته او اطمينان دارد بفرستد و در اين صورت اگر يك نفر از طرف چند نفر برود كافى است.
مسأله 644 ـ اگر احتمال دهد كه داخل بار سفر خود، يا همسفران يا در توقّفگاه در سفر آب هست بايد به قدرى جستجو نمايد كه به نبودن آب اطمينان پيدا كند يا از پيدا كردن آن نااميد شود.
مسأله 645 ـ اگر پيش از وقت نماز جستجو نمايد و آب پيدا نكند و تا وقت نماز همانجا بماند، لازم نيست كه دوباره در جستجوى آب برود.
مسأله 646 ـ اگر بعد از داخل شدن وقت نماز جستجو كند و آب پيدا نكند و تا وقت نماز ديگر در همانجا بماند، جستجو لازم نيست.
مسأله 647 ـ اگر از درنده بترسد، يا جستجوى آب به قدرى سخت باشد كه نتواند تحمّل كند يا وقت نماز به قدرى تنگ باشد كه هيچ نتواند جستجو كند، جستجو لازم نيست ولى اگر بتواند مقدارى جستجو كند به همان مقدار جستجو لازم است و اگر از دزد بر جان يا مال خودش بترسد نبايد در جستجوى آب برود، ولى اگر مالى كه احتمال مى‏دهد از بين برود به حسب حال او قابل اعتنا نباشد و ترس ديگرى هم نداشته باشد جستجوى آب واجب است.
مسأله 648 ـ اگر در جستجوى آب نرود تا وقت نماز تنگ شود معصيت كرده، ولى نمازش با تيمّم صحيح است.
مسأله 649 ـ كسى كه اطمينان دارد آب پيدا نمى‏كند، چنانچه دنبال آب نرود و با تيمّم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه اگر جستجو مى‏كرد آب پيدا مى‏شد بنابر احتياط واجب نمازش را اعاده كند.
مسأله 650 ـ اگر بعد از جستجو، آب پيدا نكند و با تيمّم نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد در جايى كه جستجو كرده آب بودهنماز او صحيح است لكن اگر وقت وسعت دارد بنابر احتياط مستحب نماز را اعاده كند.
مسأله 651 ـ اگر بعد از داخل شدن وقت نماز، وضو داشته باشد و بداند كه اگر وضوى خود را باطل كند نمى‏تواند وضو بگيرد، چنانچه بتواند بدون ضرر و مشقّت وضوى خود را نگهدارد، نبايد آن را باطل نمايد و همچنين است اگر بداند يا دو شاهد عادل خبر دهند كه تهيه آب براى او ممكن نيست بلكه اگر احتمال صحيح عقلايى هم بدهد احتياط واجب آن است كه وضوى خود را باطل نكند.
مسأله 652 ـ اگر پيش از وقت نماز وضو داشته باشد و بداند كه اگر وضوى خود را باطل كند، تهيه آب براى او ممكن نيست چنانچه بتواند بدون ضرر و مشقّت وضوى خود را نگهدارد، احتياط واجب آن است كه آن را باطل نكند.
مسأله 653 ـ كسى كه فقط به مقدار وضو يا به مقدار غسل آب دارد اگر بداند كه اگر آن را بريزد آب پيدا نمى‏كند، چنانچه وقت نماز داخل شده باشد، ريختن آن حرام است و احتياط واجب آن است كه پيش از وقت نماز هم آن را نريزد بلكه خالى از قُوّت نيست و هرگاه احتمال عقلايى هم بدهد كه اگر آب را بريزد ديگر آب پيدا نمى‏كند احتياط واجب آن است كه پيش از وقت نماز هم آب را نريزد.
مسأله 654 ـ كسى كه مى‏داند يا دو شاهد عادل خبر دهند كه آب پيدا نمى‏كند اگر بعد از داخل شدن وقت نماز، وضوى خود را باطل كند يا آبى كه دارد بريزد معصيت كرده ولى نمازش با تيمّم صحيح است، اگرچه احتياط مستحب آن است كه قضاى آن نماز را بخواند.
دوم: مشقّت بيش از حد
مسأله 655 ـ اگر بواسطه پيرى يا ترس از دزد و جانور و مانند اينها يا نداشتن وسيله‏اى كه آب از چاه بكشد، دسترسى به آب نداشته باشد، بايد تيمّم كند و همچنين است اگر تهيه كردن آب يا استعمال آن به قدرى مشقّت داشته باشد كه مردم آن را تحمّل نكنند ولى اگر با مشقت آب تهيه كرد و وضو گرفت، صحيح است.
مسأله 656 ـ اگر براى كشيدن آب از چاه، دلو و ريسمان و مانند اينها لازم دارد و مجبور است بخرد، يا كرايه نمايد، اگرچه قيمت آن چند برابر معمول باشد بايد تهيه كند، و همچنين است اگر آب را به چندين برابر قيمتش بفروشند، ولى اگر تهيه آنها به قدرى پول مى‏خواهد كه نسبت به حال او آن مقدار ضرر دارد، واجب نيست تهيه نمايد.
مسأله 657 ـ اگر ناچار شود كه براى تهيه آب قرض كند، بايد قرض نمايد ولى ‏كسى كه مى‏داند يا گمان دارد كه نمى‏تواند قرض خود را بدهد واجب نيست قرض كند.
مسأله 658 ـ اگر كندن چاه مشقّت ندارد، بايد براى تهيه آب، چاه بكند.
مسأله 659 ـ اگر كسى مقدارى آب بى منّت به او ببخشد بايد قبول كند.
سوم: ترس از ضرر
مسأله 660 ـ اگر از استعمال آب بر جان خود بترسد، يا بترسد كه بواسطه استعمال آن مرض يا عيبى در او پيدا شود، يا مرضش طول بكشد يا شدّت كند، يا به سختى معالجه شود، بايد تيمّم نمايد، ولى اگر آب گرم براى او ضرر ندارد، بايد با آب گرم وضو بگيرد يا غسل كند.
مسأله 661 ـ لازم نيست يقين كند كه آب براى او ضرر دارد، بلكه اگر احتمال ضرر بدهد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد و از آن احتمال، ترس براى او پيدا شود بايد تيمّم كند.
مسأله 662 ـ كسى كه مبتلا به درد چشم است و آب براى او ضرر دارد بايد تيمّم نمايد.
مسأله 663 ـ اگر بواسطه يقين يا ترس ضرر، تيمّم كند و پيش از نماز بفهمد كه آب برايش ضرر ندارد، تيمّم او باطل است. و اگر بعد از نماز بفهمد، اگر وقت وسعت دارد بنابر احتياط مستحب اعاده كند ولى اگر وقت گذشته نمازش صحيح است.
مسأله 664 ـ كسى كه مى‏داند آب برايش ضرر ندارد، چنانچه غسل كند يا وضو بگيرد و بعد بفهمد كه آب براى او ضرر داشته، وضو و غسل او صحيح است.
چهارم: نياز به آب براى حفظ جان.
مسأله 665 ـ هرگاه بترسد كه اگر آب را به مصرف وضو يا غسل برساند خود او يا عيال و اولاد او، يا رفيقش و كسانى كه به او مربوطند مانند خدمتكار و كارگر از تشنگى بميرند يا مريض شوند، يا به قدرى تشنه شوند كه تحمّل آن مشقّت دارد، بايد به جاى وضو و غسل تيمّم نمايد و نيز اگر بترسد حيوانى كه مانند اسب و قاطر معمولاً براى خوردن، سرش را نمى‏برند از تشنگى تلف شود، بايد آب را به آن بدهد و تيمّم نمايد اگرچه حيوان مال خودش نباشد و همچنين است اگر كسى كه حفظ جان او واجب است به طورى تشنه باشد كه اگر انسان
آب را به او ندهد تلف شود.
مسأله 666 ـ اگر غير از آب طاهرى كه براى وضو يا غسل دارد آب نجسى هم به مقدار آشاميدن خود و كسانى كه با او مربوطند داشته باشد، بايد آب طاهر را براى آشاميدن بگذارد و با تيمّم نماز بخواند ولى چنانچه آب را براى حيوانش بخواهد بايد آب نجس را به آن بدهد و با آب طاهر، وضو و غسل را انجام دهد.
پنجم: نياز به آب براى تطهير.
مسأله 667 ـ كسى كه بدن يا لباسش نجس است و كمى آب دارد كه اگر با آن وضو بگيرد يا غسل كند، براى آب كشيدن بدن يا لباس او نمى‏ماند بايد بدن يا لباس را آب بكشد و با تيمّم نماز بخواند. ولى اگر چيزى نداشته باشد كه بر آن تيمّم كند، بايد آب را به مصرف وضو يا غسل برساند و با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.
ششم: نداشتن آب مباح (غير غصبى).
مسأله 668 ـ اگر غير از آب يا ظرفى كه استعمال آن حرام است آب يا ظرف ديگرى ندارد، مثلاً آب يا ظرفش غصبى است و غير از آن هم آب و ظرف ديگرى ندارد بايد به جاى وضو و غسل تيمّم كند.
هفتم: نداشتن وقت كافى براى وضو يا غسل.
مسأله 669 ـ هرگاه وقت به قدرى تنگ باشد كه اگر وضو بگيرد، يا غسل كند تمام نماز يا مقدارى از آن بعد از وقت خوانده مى‏شود، بايد تيمّم كند.
مسأله 670 ـ اگر عمداً نماز را به قدرى تأخير بيندازد كه وقت وضو يا غسل نداشته باشد، معصيت كرده، ولى نماز او با تيمّم صحيح است.
مسأله 671 ـ كسى كه شك دارد كه اگر وضو بگيرد، يا غسل كند وقت براى نماز او مى‏ماند يا نه، بايد تيمّم كند.
مسأله 672 ـ كسى كه بواسطه تنگى وقت تيمّم كرده، چنانچه بعد از نماز آبى كه داشته از دستش برود و آب ديگرى پيدا نكند، اگرچه تيمّم خود را نشكسته باشد بايد دوباره تيمّم نمايد.
مسأله 673 ـ كسى كه آب دارد، اگر به واسطه تنگى وقت با تيمّم مشغول نماز شود و در بين نماز آبى كه داشته از دستش برود، براى نمازهاى بعد مى‏تواند با همان تيمّم نماز بخواند.
مسأله 674 ـ اگر انسان به قدرى وقت دارد كه مى‏تواند وضو بگيرد يا غسل كند و نماز را بدون كارهاى مستحبّى آن مثل اقامه و قنوت بخواند، بايد غسل كند يا وضو بگيرد و نماز را بدون كارهاى مستحبّى آن بجا آورد، بلكه اگر به اندازه سوره هم وقت ندارد بايد غسل كند يا وضو بگيرد و نماز را بدون سوره بخواند.


چيزهايى كه تيمّم به آنها صحيح است

مسأله 675 ـ تيمّم به خاك و ريگ و كلوخ و سنگ اگر طاهر باشند صحيح است، و به گِل پخته مثل آجر و كوزه نيز صحيح است.
مسأله 676 ـ تيمّم بر سنگ گچ و سنگ آهك و سنگ مرمر سياه و ساير اقسام سنگها صحيح است ولى تيمّم به جواهر مثل سنگ عقيق و فيروزه باطل مى‏باشد و احتياط مستحب آن است كه با بودن خاك يا چيز ديگرى كه تيمّم به آن صحيح است، به گچ و آهك پخته هم تيمّم نكند.
مسأله 677 ـ اگر خاك و ريگ و كلوخ و سنگ پيدا نشود، بايد به گرد و غبارى كه روى فرش و لباس و مانند اينهاست تيمّم نمايد و چنانچه گرد پيدا نشود، بايد به گِل تيمّم كند و اگر گِل هم پيدا نشود، احتياط مستحب آن است كه نماز را بدون تيمّم بخواند و بعداً قضاى آن را بجا آورد.
مسأله 678 ـ اگر بتواند با تكاندن فرش و مانند آن خاك تهيه كند، تيمّم به گرد باطل است و اگر بتواند گِل را خشك كند و از آن خاك تهيه نمايد، تيمّم به گِل باطل مى‏باشد.
مسأله 679 ـ كسى كه آب ندارد اگر برف يا يخ داشته باشد، چنانچه ممكن است بايد آن را آب كند و با آن وضو بگيرد يا غسل نمايد و اگر ممكن نيست و چيزى هم كه تيمّم به آن صحيح است ندارد، احتياط مستحب آن است كه نماز را بدون وضو و تيمّم بخواند و بايد بعداً قضا كند.
مسأله 680 ـ اگر با خاك و ريگ چيزى مانند كاه كه تيمّم به آن باطل است مخلوط شود، نمى‏تواند به آن تيمّم كند، ولى اگر آن چيز به قدرى كم باشد كه در خاك يا ريگ از بين رفته و حساب شود، تيمّم به آن خاك و ريگ صحيح است.
مسأله 681 ـ اگر چيزى ندارد كه بر آن تيمّم كند چنانچه ممكن است، بايد به خريدن و مانند آن تهيّه نمايد.
مسأله 682 ـ تيمّم به ديوار گِلى صحيح است و احتياط مستحب آن است كه با بودن زمين يا خاك خشك، به زمين يا خاك نمناك تيمّم نكند.
مسأله 683 ـ چيزى كه بر آن تيمّم مى‏كند بايد طاهر باشد و اگر چيز طاهرى كه تيمّم به آن صحيح است ندارد، بنابر احتياط مستحب در وقت، نماز را بخواند هرچند بعداً بايد قضاى آن را بجا آورد.
مسأله 684 ـ اگر يقين داشته باشد كه تيمّم چيزى صحيح است و به آن تيمّم نمايد، بعد بفهمد تيمّم به آن باطل بوده نمازهايى را كه با آن تيمّم خوانده بايد دوباره بخواند.
مسأله 685 ـ چيزى كه بر آن تيمّم مى‏كند بايد غصبى نباشد.
مسأله 686 ـ تيمّم در فضاى غصبى باطل نيست، پس اگر در ملك خود، دستها را به زمين بزند و بى اجازه داخل ملك ديگرى شود و دستها را به پيشانى‏بكشد، تيمّم او باطل نمى‏شود.
مسأله 687 ـ اگر نداند محلّ تيمّم غصبى است و يا فراموش كرده باشد، تيمّم او صحيح است، مگر اين كه فراموش كننده خود، غاصب باشد.
مسأله 688 ـ كسى كه در جاى غصبى حبس است، اگر آب و خاك او غصبى است، بايد با تيمّم نماز بخواند.
مسأله 689 ـ مستحب است چيزى كه بر آن تيمّم مى‏كند، گردى داشته باشد كه به دست بماند و بعد از زدن دست بر آن، مستحب است دست را بتكاند كه گرد آن بريزد.
مسأله 690 ـ تيمّم به زمين گود و خاك جادّه و زمين شوره زار كه نمك روى آن را نگرفته مكروه است و اگر نمك روى آن را گرفته باشد باطل است.


دستور تيمّم

مسأله 691 ـ در تيمّم چهار چيز واجب است: اوّل: نيّت. دوم: زدن كف دو دست با هم بر چيزى كه تيمّم به آن صحيح است. سوم: كشيدن كف هر دو دست به تمام پيشانى و دو طرف آن، از جايى كه موى سر مى‏رويد، تا ابروها و بالاى بينى و بنابر احتياط واجب بايد دستها روى ابروها هم، كشيده شود. چهارم: كشيدن كف دست چپ به تمام پشت دست راست و بعد از آن كشيدن كف دست راست به تمام پشت دست چپ.
مسأله 692 ـ تيمّم بدل از غسل و بدل از وضو با هم فرقى ندارند ولى احتياط مستحب است كه در تيمّم بدل از غسل بعد از مسح پيشانى يك بار ديگر دست‏ها را بر زمين بزند.


احكام تيمّم

مسأله 693 ـ اگر مختصرى از پيشانى و پشت دستها را هم مسح نكند تيمّم باطل است، چه عمداً مسح نكند، يا مسأله را نداند، يا فراموش كرده باشد ولى‏دقّت زياد هم لازم نيست و همين قدر كه بگويند تمام پيشانى و پشت دست مسح شده كافى است.
مسأله 694 ـ براى آن كه يقين كند تمام پشت دست را مسح كرده بايد مقدارى بالاتر از مچ را هم مسح نمايد، ولى مسح بين انگشتان لازم نيست.
مسأله 695 ـ پيشانى و پشت دستها را بايد از بالا به پايين مسح نمايد و كارهاى آن را بايد پشت سر هم بجا آورد و اگر بين آنها به قدرى فاصله بدهد كه نگويند تيمّم مى‏كند باطل است.
مسأله 696 ـ در موقع نيّت لازم نيست تعيين نمايد كه تيمّم بدل از غسل است يا بدل از وضو مگر اين كه دو تيمّم بر او واجب باشد. و اگر بداند كه يك تيمّم بر او واجب است حتّى اگر به اشتباه در تطبيق به جاى بدل از وضو بگويد بدل از غسل يا برعكس، تيمّم او صحيح است.
مسأله 697 ـ در تيمّم بايد پيشانى و كف دستها و پشت دستها طاهر باشد و اگر كف دست نجس باشد و نتواند آن را آب بكشد، بايد با همان كف دست نجس تيمّم كند.
مسأله 698 ـ انسان بايد براى تيمّم انگشتر را از دست بيرون آورد و اگر در پيشانى يا پشت دستها يا در كف دستها مانعى باشد، مثلاً چيزى به آنها چسبيده باشد، بايد برطرف نمايد.
مسأله 699 ـ اگر پيشانى يا پشت دستها زخم است و پارچه يا چيز ديگرى را كه بر آن بسته نمى‏تواند باز كند، بايد دست را روى آن بكشد و نيز اگر كف دستها زخم باشد و پارچه يا چيز ديگرى را كه بر آن بسته نتواند باز كند، بايد دست را با همان پارچه به چيزى كه تيمّم به آن صحيح است بزند و به پيشانى‏و پشت دستها بكشد.
مسأله 700 ـ اگر پيشانى و پشت دستها مو داشته باشد اشكال ندارد؛ ولى اگر موى سر روى پيشانى آمده باشد، بايد آن را عقب بزند.
مسأله 701 ـ اگر احتمال دهد كه در پيشانى و كف دستها يا پشت دستها مانعى‏هست، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد بايد جستجو نمايد، تا اطمينان پيدا كند كه مانعى نيست.
مسأله 702 ـ اگر وظيفه او تيمّم است و نمى‏تواند تيمّم كند، بايد نايب بگيرد. و كسى كه نايب مى‏شود، بايد او را با دست خود او تيمّم دهد و اگر ممكن نباشد بايد نايب، دست خود را به چيزى كه تيمّم به آن صحيح است بزند و به پيشانى و پشت دستهاى او بكشد.
مسأله 703 ـ اگر بعد از آن كه وارد قسمتى از تيمّم شد شك كند كه قسمت پيش از آن را فراموش كرده يا نه، اعتنا نكند و تيمّم او صحيح است و نيز اگر بعد از بجا آوردن هر جزء شك كند كه درست بجا آورده يا نه، اعتنا نكند و تيمّم او صحيح است.
مسأله 704 ـ اگر بعد از مسح دست چپ شك كند كه درست تيمّم كرده يا نه، تيمّم او صحيح است.
مسأله 705 ـ كسى كه وظيفه‏اش تيمّم است نبايد پيش از وقت نماز براى نماز تيمّم كند مگر اين كه بداند در وقت عذرش برطرف نمى‏شود، ولى اگر براى كار واجب ديگر يا مستحبّى‏تيمّم كند و تا وقت نماز عذر او باقى باشد، مى‏تواند با همان تيمّم نماز بخواند.
مسأله 706 ـ كسى كه وظيفه‏اش تيمّم است، اگر اطمينان داشته باشد تا آخر وقت عذر او باقى مى‏ماند، در وسعت وقت مى‏تواند با تيمّم نماز بخواند، ولى اگر اطمينان داشته باشد كه تا آخر وقت عذر او برطرف مى‏شود، بايد صبر كند و با وضو يا غسل نماز بخواند، يا در تنگى وقت با تيمّم نماز را بجا آورد.
مسأله 707 ـ كسى كه نمى‏تواند وضو بگيرد، يا غسل كند، مى‏تواند نمازهاى قضاى خود را با تيمّم بخواند به شرط آن كه اطمينان داشته باشد به زودى عذرش برطرف نمى‏شود.
مسأله 708 ـ كسى كه نمى‏تواند وضو بگيرد يا غسل كند، جايز است نمازهاى مستحبّى را كه مثل نافله‏هاى شبانه روز وقت معيّن دارد با تيمّم بخواند، حتّى در اوّل وقت به شرط آن كه علم به زوال عذر تا آخر وقت نداشته باشد.
مسأله 709 ـ كسى كه احتياطا بايد غسل جبيره‏اى و تيمّم نمايد مثلاً جراحتى در پشت اوست، اگر بعد از غسل و تيمّم نماز بخواند و بعد از نماز حدَث اصغرى از او سر زند، مثلاً بول كند، براى نمازهاى بعد، بايد وضو بگيرد.
مسأله 710 ـ اگر به واسطه نداشتن آب يا عذر ديگرى تيمّم كند، بعد از برطرف شدن عذر، تيمّم او باطل مى‏شود.
مسأله 711 ـ چيزهايى كه وضو را باطل مى‏كند، تيمّم بدل از وضو را هم باطل مى‏كند و چيزهايى كه غسل را باطل مى‏نمايد، تيمّم بدل از غسل را هم باطل مى‏نمايد.
مسأله 712 ـ كسى كه نمى‏تواند غسل كند، اگر چند غسل بر او واجب باشد احتياط مستحب آن است كه بدل هر يك از آنها يك تيمّم نمايد.
مسأله 713 ـ كسى كه نمى‏تواند غسل كند، اگر بخواهد عملى را كه براى آن غسل واجب است انجام دهد، بايد بدل از غسل تيمّم نمايد و اگر نتواند وضو بگيرد و بخواهد عملى را كه براى آن وضو واجب است انجام دهد، بايد بدل از وضو تيمّم نمايد.
مسأله 714 ـ اگر بدل از غسل جنابت تيمّم كند، لازم نيست براى نماز وضو بگيرد، و همچنين اگر بدل از غسلهاى واجب ديگر مگر غسل براى استحاضه متوسّطه تيمّم كند، لازم نيست وضو بگيرد هرچند احتياط مستحب است وضو هم بگيرد و اگر نتواند، تيمّم كند.
مسأله 715 ـ اگر بدل از غسل تيمّم كند و بعد كارى كه وضو را باطل مى‏كند براى او پيش آيد، چنانچه براى نمازهاى بعد نتواند غسل كند بايد وضو بگيرد و اگر نمى‏تواند وضو بگيرد، بايد بدل از وضو تيمّم نمايد.
مسأله 716 ـ كسى كه وظيفه‏اش تيمّم است اگر براى كارى تيمّم كند، تا تيمّم و عذر او باقى است، كارهايى را كه بايد با وضو يا غسل انجام داد، مى‏تواند بجا آورد ولى اگر با داشتن آب براى نماز ميّت يا خوابيدن تيمّم كرده فقط كارى را كه براى آن تيمّم نموده مى‏تواند انجام دهد و در مورد تيمّم به خاطر تنگى وقت نبايد ساير كارهايى كه مشروط به وضو يا غسل است را انجام دهد.
مسأله 717 ـ در چند مورد مستحب است نمازهايى را كه انسان با تيمّم خوانده دوباره بخواند:
اوّل: آن كه از استعمال آب ترس داشته و عمداً خود را جنب كرده و با تيمّم نماز خوانده است.
دوم: آن كه مى‏دانسته يا گمان داشته كه آب پيدا نمى‏كند و عمداً خود را جنب كرده و با تيمّم نماز خوانده است.
سوم: آن كه تا آخر وقت، عمداً در جستجوى آب نرود و با تيمّم نماز بخواند و بعد بفهمد كه اگر جستجو مى‏كرد، آب پيدا مى‏شد.
چهارم: آن كه عمداً نماز را تأخير انداخته و در آخر وقت با تيمّم نماز خوانده است.
پنجم: آن كه مى‏دانسته يا گمان داشته كه آب پيدا نمى‏شود و آبى را كه داشته ريخته است.