نذر و عهد

مسأله 2723 ـ نذر آن است كه انسان ملتزم شود كه كار خيرى را براى خدا بجا آورد، يا كارى را كه نكردن آن بهتر است براى خدا ترك نمايد.
مسأله 2724 ـ در نذر بايد صيغه خوانده شود و لازم نيست آن را به عربى‏بخوانند؛ پس اگر بگويد چنانچه مريض من خوب شود، براى خدا بر من است كه ده تومان به فقير بدهم، نذر او صحيح است.
مسأله 2725 ـ نذر كننده بايد مكلّف و عاقل باشد و به اختيار و قصد خود نذر كند، بنابراين نذر كردن كسى كه او را مجبور كرده‏اند، يا بواسطه عصبانى شدن، بى اختيار نذر كرده صحيح نيست.
مسأله 2726 ـ شخص مفلس يعنى كسى كه ورشكست شده و آدم سفيهى كه مال خود را در كارهاى بيهوده مصرف مى‏كند، چنانچه با حال سفاهت بالغ شده باشد يا حاكم شرع او را از تصرّف در اموالش جلوگيرى كرده باشد نذرهاى مربوط به مالش صحيح نيست.
مسأله 2727 ـ نذر زن اگر مزاحم حقوق شوهر باشد بدون اجازه شوهر باطل است.
مسأله 2728 ـ اگر زن با اجازه شوهر نذر كند شوهرش نمى‏تواند نذر او را به هم بزند، يا او را از عمل كردن به نذر جلوگيرى نمايد.
مسأله 2729 ـ هرگاه فرزند نذرى كند اگرچه بدون اجازه پدر هم باشد بايد به آن نذر عمل كند. امّا اگر عمل به آن، موجب اذيت و آزار پدر يا مادر باشد نذر باطل مى‏شود.
مسأله 2730 ـ انسان كارى را مى‏تواند نذر كند كه انجام آن برايش ممكن باشد، بنابراين كسى كه نمى‏تواند پياده كربلا برود، اگر نذر كند كه پياده برود، نذر او صحيح نيست.
مسأله 2731 ـ اگر نذر كند كه كار حرام يا مكروهى را انجام دهد، يا كار واجب يا مستحبّى را ترك كند، نذر او صحيح نيست.
مسأله 2732 ـ اگر نذر كند كه كار مباحى را انجام دهد يا ترك نمايد، چنانچه بجا آوردن آن و تركش از هر جهت مساوى باشد، نذر او صحيح نيست و اگر انجام آن از جهتى بهتر باشد و انسان به قصد همان جهت نذر كند، مثلاً نذر كند غذايى را بخورد كه براى عبادت قوّت بگيرد نذر او صحيح است. و نيز اگر ترك آن از جهتى بهتر باشد و انسان براى همان جهت نذر كند كه آن را ترك نمايد مثلاً براى اين كه سيگار مضر است نذر كند كه آن را استعمال نكند، نذر او صحيح مى‏باشد.
مسأله 2733 ـ اگر نذر كند نماز واجب خود را در جايى بخواند كه به خودى خود ثواب نماز در آنجا زياد نيست مثلاً نذر كند نماز را در اتاق بخواند، چنانچه نماز خواندن در آنجا از جهتى بهتر باشد مثلاً بواسطه اين كه خلوت است انسان حضور قلب پيدا مى‏كند، نذر صحيح است.
مسأله 2734 ـ اگر نذر كند عملى را انجام دهد، بايد همان طور كه نذر كرده بجا آورد پس اگر نذر كند كه روز اوّل ماه صدقه بدهد، يا روزه بگيرد، يا نماز اوّل ماه بخواند چنانچه قبل از آن روز يا بعد از آن بجا آورد كفايت نمى‏كند. و نيز اگر نذر كند كه وقتى مريض او خوب شد صدقه بدهد، چنانچه پيش از آن كه خوب شود صدقه را بدهد كافى نيست.
مسأله 2735 ـ اگر نذر كند روزه بگيرد ولى وقت و مقدار آن را معيّن نكند چنانچه يك روز روزه بگيرد كافى است. و اگر نذر كند نماز بخواند و مقدار و خصوصيات آن را معيّن نكند، اگر يك نماز دو ركعتى بخواند كفايت مى‏كند و اگر نذر كند صدقه بدهد و جنس و مقدار آن را معيّن نكند، اگر چيزى بدهد كه بگويند صدقه داده، به نذر عمل كرده است و اگر نذر كند كارى براى خدا بجا آورد، در صورتى كه يك نماز بخواند يا يك روز روزه بگيرد، يا چيزى صدقه بدهد، نذر خود را انجام داده است.
مسأله 2736 ـ اگر نذر كند روز معيّنى را روزه بگيرد، بايد همان روز را روزه بگيرد و چنانچه در آن روز مسافرت كند قضاى آن روز بر او واجب است.
مسأله 2737 ـ اگر انسان از روى اختيار به نذر خود عمل نكند بايد كفّاره بدهد يعنى يك بنده آزاد كند يا به شصت فقير طعام دهد يا دو ماه پى در پى روزه بگيرد.
مسأله 2738 ـ اگر نذر كند كه تا وقت معيّنى عملى را ترك كند، بعد از گذشتن آن وقت مى‏تواند آن عمل را بجا آورد و اگر پيش از گذشتن وقت از روى فراموشى يا ناچارى انجام دهد، چيزى بر او واجب نيست ولى باز هم لازم است كه تا آن وقت آن عمل را بجا نياورد و چنانچه دوباره پيش از رسيدن آن وقت بدون عذر آن عمل را انجام دهد، بايد به مقدارى كه در مسأله پيش گفته شد كفّاره بدهد.
مسأله 2739 ـ كسى كه نذر كرده عملى را ترك كند و وقتى براى آن معيّن نكرده است اگر از روى فراموشى، يا ناچارى، يا ندانستن، آن عمل را انجام دهد كفّاره بر او واجب نيست. ولى چنانچه از روى اختيار آن را انجام داد براى دفعه اوّل بايد كفّاره بدهد و دفعات بعد از آن كفّاره ندارد، مگر اينكه نذر كرده باشد عملى را مستمرّا انجام ندهد.
مسأله 2740 ـ اگر نذر كند كه در هر هفته روز معيّنى مثلاً روز جمعه را روزه بگيرد چنانچه يكى از جمعه‏ها عيد فطر يا قربان باشد يا در روز جمعه عذر ديگرى مانند حيض براى او پيدا شود، بايد آن روز را روزه نگيرد و احتياطا قضاى آن را بجا آورد.
مسأله 2741 ـ اگر نذر كند كه مقدار معيّنى صدقه بدهد چنانچه پيش از دادن صدقه بميرد، لازم نيست آن مقدار را از مال او صدقه بدهند.
مسأله 2742 ـ اگر نذر كند كه به فقير معيّنى صدقه بدهد، نمى‏تواند آن را به فقير ديگر بدهد، ولى اگر آن فقير بميرد، لازم نيست به ورثه او بدهد.
مسأله 2743 ـ اگر نذر كند كه به زيارت يكى از امامان: مثلاً به زيارت حضرت اباعبداللّه‏7 مشرّف شود، چنانچه به زيارت امام ديگر برود كافى‏نيست و اگر بواسطه عذرى نتواند به زيارت آن امام7 برود چيزى بر او واجب نيست.
مسأله 2744 ـ كسى كه نذر كرده زيارت برود و غسل زيارت و نماز آن را نذر نكرده، لازم نيست آنها را بجا آورد.
مسأله 2745 ـ اگر براى حرم يكى از امامان: يا امامزادگان چيزى نذر كند بايد آن را به مصارف حرم برساند از قبيل فرش و پرده و روشنايى و اگر براى امام7 يا امامزاده نذر كند مى‏تواند به خدّامى كه مشغول خدمت هستند بدهد، چنانچه مى‏تواند به مصارف حرم يا ساير كارهاى خير به قصد بازگشت ثواب آن به منذور له برساند.
مسأله 2746 ـ اگر براى خود امام7 چيزى نذر كند، چنانچه مصرف معيّنى را قصد كرده بايد به همان مصرف برساند و اگر مصرف معيّنى را قصد نكرده بايد به فقرا و زوّار بدهد، يا مسجد و مانند آن بسازد و ثواب آن را هديه آن امام نمايد و همچنين است اگر چيزى را براى امامزاده‏اى نذر كند.
مسأله 2747 ـ گوسفندى را كه براى صدقه، يا براى يكى از امامان عليهم‏السلامنذر كرده‏اند پشم آن و مقدارى كه چاق مى‏شود جزء نذر است و اگر پيش از آن كه به مصرف نذر برسد شير بدهد، بايد به مصرف نذر برسانند. امّا اگر بچّه بياورد، آن بچّه مال كسى است كه نذر كرده، مگر اينكه نذرش شامل آن نيز باشد.
مسأله 2748 ـ هرگاه نذر كند كه اگر مريض او خوب شود، يا مسافر او بيايد عملى را انجام دهد، چنانچه معلوم شود كه پيش از نذر كردن، مريض خوب شده، يا مسافر آمده است، عمل كردن به نذر لازم نيست.
مسأله 2749 ـ اگر پدر يا مادر نذر كند كه دختر خود را به سيّد شوهر دهد بعد از آن كه دختر به تكليف رسيد اختيار با خود اوست و نذر آنها اعتبار ندارد.
مسأله 2750 ـ هرگاه با خدا عهد كند كه اگر به حاجت شرعى خود برسد كار خيرى را انجام دهد، بعد از آن كه حاجتش برآورده شد بايد آن كار را انجام دهد و نيز اگر بدون آن كه حاجتى داشته باشد، عهد كند كه عمل خيرى را انجام دهد، آن عمل بر او واجب مى‏شود.
مسأله 2751 ـ در عهد هم مثل نذر بايد صيغه خوانده شود و نيز كارى را كه عهد مى‏كند انجام دهد، بايد نكردنش بهتر از انجام آن نباشد.
مسأله 2752 ـ اگر به عهد خود عمل نكند، بايد كفّاره بدهد يعنى شصت فقير را سير كند، يا دو ماه روزه بگيرد يا يك بنده آزاد كند.