رکوع

ركوع

مسأله 1019 ـ در هر ركعت بعد از قرائت بايد به اندازه‏اى خم شود كه بتواند دست را به زانو بگذارد و اين عمل را ركوع مى‏گويند.
مسأله 1020 ـ اگر به اندازه ركوع خم شود، ولى دستها را به زانو نگذارد اشكال ندارد.
مسأله 1021 ـ هرگاه ركوع را به طور غير معمول به جا آورد، مثلاً به چپ يا راست خم شود، اگرچه دستهاى او به زانو برسد، صحيح نيست.
مسأله 1022 ـ خم شدن بايد به قصد ركوع باشد، پس اگر به قصد كار ديگر مثلاً براى كشتن جانور خم شود نمى‏تواند آن را ركوع حساب كند بلكه بايد بايستد دوباره براى ركوع خم شود و به واسطه اين عمل، ركن زياد نشده و نماز باطل نمى‏شود.
مسأله 1023 ـ كسى كه دست يا زانوى او با دست و زانوى ديگران فرق دارد، مثلاً دستش خيلى بلند است كه اگر كمى خم شود به زانو مى‏رسد يا زانوى او پايين‏تر از مردم ديگر است كه بايد خيلى خم شود تا دستش به زانو برسد، بايد به اندازه معمول خم شود.
مسأله 1024 ـ كسى كه نشسته ركوع مى‏كند، بايد به قدرى خم شود كه عرفاً بگويند ركوع كرده است و واجب نيست صورتش مقابل زانوها يا نزديك جاى سجده برسد.
مسأله 1025 ـ انسان هر ذكرى در ركوع بگويد كافى است به شرط آن كه در حال اختيار به قدر سه مرتبه «سُبحانَ اللّهِ‏ِ» يا يك مرتبه «سُبحانَ رَبِّيَ الْعَظيِمِ وَ بِحمدِهِ» كمتر نباشد ولى در حال اضطرار يك مرتبه «سُبحانَ اللّهِ‏ِ» كفايت مى‏كند.
مسأله 1026 ـ ذكر ركوع بايد دنبال هم و به عربى صحيح گفته شود و مستحب است آن را سه يا پنج يا هفت مرتبه بلكه بيشتر بگويند.
مسأله 1027 ـ در ركوع بايد به مقدار ذكر واجب، بدن آرام باشد و در ذكر مستحب هم اگر آن را به قصد ذكرى كه براى ركوع دستور داده‏اند بگويد بنابر احتياط واجب، آرام بودن بدن لازم است مگر اينكه از ذكر، قصد مطلق ذكر را بنمايد كه در اين صورت آرام بودن بدن واجب نيست.
مسأله 1028 ـ اگر موقعى كه ذكر واجب ركوع را مى‏گويد، بى اختيار به قدرى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج شود واجب است بعد از آرام گرفتن بدن، دوباره ذكر را بگويد، ولى اگر كمى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج نشود، يا انگشتان را حركت دهد اشكال ندارد.
مسأله 1029 ـ اگر پيش از آن كه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام بگيرد عمداً ذكر ركوع را بگويد، بايد بعد از رسيدن به ركوع و آرام گرفتن بدن دوباره ذكر را بگويد و اگر به همان ذكر اوّل اكتفاء كند نمازش باطل است.
مسأله 1030 ـ اگر پيش از تمام شدن ذكر واجب، عمداً سر از ركوع بردارد نمازش باطل است و اگر سهواً سر بردارد، چنانچه پيش از آن كه از حال ركوع خارج شود، يادش بيايد كه ذكر ركوع را تمام نكرده بايد در حال آرامى بدن دوباره ذكر را بگويد و اگر بعد از آن كه از حال ركوع خارج شد، يادش بيايد نماز او صحيح است.
مسأله 1031 ـ اگر نتواند به مقدار ذكر در ركوع بماند، در صورتى كه بتواند پيش از آن كه از حدّ ركوع بيرون رود ذكر را بگويد، بايد در آن حال تمام كند ولو به گفتن يك بار «سُبحانَ اللّهِ‏ِ» و اگر نتواند در حال برخاستن ذكر را بگويد.
مسأله 1032 ـ اگر به واسطه مرض و مانند آن در ركوع آرام نگيرد نماز صحيح است ولى بايد پيش از آن كه از حال ركوع خارج شود، ذكر واجب يعنى«سُبحانَ رَبِّيَ الْعَظيمِ وَ بِحَمدِه» يا سه مرتبه «سُبحانَ اللّهِ‏ِِِ» را بگويد.
مسأله 1033 ـ هرگاه نتواند به اندازه ركوع خم شود بايد به چيزى تكيه دهد و ركوع كند و اگر موقعى هم كه تكيه داده نتواند به طور معمول ركوع كند بايد به هر اندازه مى‏تواند، خم شود و اگر هيچ نتواند خم شود بايد موقع ركوع بنشيند و نشسته ركوع كند.
مسأله 1034 ـ كسى كه مى‏تواند ايستاده نماز بخواند اگر در حال ايستاده يا نشسته نتواند ركوع كند بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره كند و اگر نتواند اشاره كند، بايد به نيّت ركوع چشمها را هم بگذارد و ذكر آن را بگويد و به نيّت برخاستن از ركوع، چشمها را باز كند و اگر از اين هم عاجز است بايد در قلب، نيّت ركوع كند و ذكر آن را بگويد.
مسأله 1035 ـ كسى كه نمى‏تواند ايستاده يا نشسته ركوع كند و براى ركوع فقط مى‏تواند در حالى كه نشسته است كمى خم شود يا در حالى كه ايستاده است با سر اشاره كند، بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره نمايد و احتياط مستحب آن است كه نماز ديگرى هم بخواند و موقع ركوع آن بنشيند و هر قدر مى‏تواند براى ركوع خم شود.
مسأله 1036 ـ اگر بعد از رسيدن به حدّ ركوع و آرام گرفتن بدن سر بردارد و دو مرتبه به قصد ركوع به اندازه ركوع خم شود، نمازش باطل است و نيز اگر بعد از آن كه به اندازه ركوع خم شد و بدنش آرام گرفت، به قصد ركوع به قدرى خم شود كه از اندازه ركوع بگذرد و دوباره به ركوع برگردد، بنابر احتياط واجب نمازش باطل است و بهتر آن است كه نماز را تمام كند و از سر بخواند.
مسأله 1037 ـ بعد از تمام شدن ذكر ركوع، بايد راست بايستد و بعد از آن كه بدن آرام گرفت به سجده رود و اگر با علم و عمد پيش از ايستادن، يا پيش از آرام گرفتن بدن به سجده رود نمازش باطل است.
مسأله 1038 ـ اگر ركوع را فراموش كند و پيش از آن كه پيشانى را براى سجده دوم روى زمين بگذارد يادش بيايد، بايد بايستد بعد به ركوع رود و چنانچه به حالت خميدگى به ركوع برگردد، نمازش باطل است.
مسأله 1039 ـ مستحب است پيش از رفتن به ركوع در حالى كه راست ايستاده تكبير بگويد و در ركوع زانوها را به عقب دهد و پشت را صاف نگهدارد و گردن را بكشد و مساوى پشت نگهدارد و بين دو قدم را نگاه كند و پيش از ذكر يا بعد از آن صلوات بفرستد و بعد از آن كه از ركوع برخاست و راست ايستاد، در حال آرامى بدن بگويد «سَمِعَ اللّهُ‏ُ لِمَن حَمِدَهُ».
مسأله 1040 ـ مستحب است در ركوع زنها دست را از زانو بالاتر بگذارند و زانوها را به عقب ندهند.
مسأله 1041 ـ در واجبات و مستحبّات و مكروهات ركوع فرقى بين نماز واجب و مستحب نيست و بجا نياوردن ركوع موجب بطلان نماز است، امّا بنابر اقوى زيادى ركوع از روى فراموشى در نافله موجب بطلان نيست.