قیام

قيام

مسأله 952 ـ قيام در موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام پيش از ركوع كه آن را قيام متّصل به ركوع مى‏گويند ركن است، ولى قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از ركوع واجب است امّا ركن نيست و اگر كسى آن را از روى فراموشى ترك كند، نمازش صحيح است.
مسأله 953 ـ واجب است پيش از گفتن تكبير و بعد از آن مقدارى بايستد تا يقين كند كه در حال ايستادن تكبير گفته است.
مسأله 954 ـ اگر ركوع را فراموش كند و بعد از حمد و سوره بنشيند و يادش بيايد كه ركوع نكرده، بايد بايستد و به ركوع رود و اگر بدون اين كه بايستد، به حال خميدگى به ركوع برگردد، چون قيام متّصل به ركوع را بجا نياورده، نماز او باطل است.
مسأله 955 ـ موقع تكبيرة الاحرام يا قراءت بايد بايستد و قدم بر ندارد و به طرفى خم نشود و بنابر احتياط واجب تكيه هم نكند ولى تكيه كردن به چيزى يا جايى براى بلند شدن جايز است.
مسأله 956 ـ اگر موقعى كه ايستاده، از روى فراموشى بدن را حركت دهد، يا به طرفى خم شود، يا به جايى تكيه كند، اشكال ندارد و در قيام موقع گفتن تكبيرة الاحرام و قيام متصل به ركوع اگر از روى فراموشى تكيه كند نمازش صحيح است.
مسأله 957 ـ بايد در موقع ايستادن، هر دو پا روى زمين باشد، ولى لازم نيست سنگينى بدن روى هر دو پا باشد و اگر روى يك پا هم باشد اشكال ندارد.
مسأله 958 ـ كسى كه مى‏تواند درست بايستد، اگر پاها را خيلى گشاد بگذارد كه معمولاً نمى‏گويند ايستاده، يا شك در صدق ايستادن كند، نمازش باطل است.
مسأله 959 ـ موقعى كه انسان در نماز مى‏خواهد كمى جلو يا عقب رود، يا كمى بدن را به طرف راست يا چپ حركت دهد، بايد چيزى نگويد چه ذكر واجب و چه ذكر مستحب، ولى«بِحَولِ اللّهِ‏ِِِ وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقعُدُ» را بايد در حال برخاستن بگويد.
مسأله 960 ـ اگر در حال حركت بدن، ذكر مستحب بگويد مثلاً موقع رفتن به ركوع يا رفتن به سجده تكبير بگويد نمازش صحيح است ولى احتياط مستحب آن است كه اگر در حال حركت مى‏گويد قصدش مطلق ذكر باشد.
مسأله 961 ـ حركت دادن دست و انگشتان در موقع خواندن حمد، اشكال ندارد، اگرچه مكروه مى‏باشد.
مسأله 962 ـ اگر موقع خواندن حمد و سوره، يا خواندن تسبيحات بى‏اختيار به قدرى حركت كند كه از حال آرام بودن خارج شود، نمازش صحيح است و هر چه را خوانده احتياطا در حال استقرار دوباره بخواند.
مسأله 963 ـ اگر در بين نماز از ايستادن عاجز شود بايد بنشيند و اگر از نشستن هم عاجز شود بايد بخوابد، ولى تا بدنش آرام نگرفته نبايد چيزى بخواند.
مسأله 964 ـ تا انسان مى‏تواند ايستاده نماز بخواند، نبايد بنشيند مثلاً كسى كه در موقع ايستادن، بدنش حركت مى‏كند يا مجبور است به چيزى تكيه دهد، يا بدنش را كج كند يا خم شود يا پاها را بيشتر از معمول گشاد بگذارد بايد به هر طور كه مى‏تواند ايستاده نماز بخواند ولى اگر به هيچ قسم نتواند بايستد، بايد راست بنشيند و نشسته نماز بخواند.
مسأله 965 ـ تا انسان مى‏تواند بنشيند نبايد خوابيده نماز بخواند و اگر نتواند راست بنشيند، بايد هر طور كه مى‏تواند بنشيند و اگر به هيچ قسم نمى‏تواند بنشيند، بايد به پهلوى راست بخوابد و اگر نمى‏تواند، بنابر احتياط واجب به پهلوى چپ و اگر آن هم ممكن نيست مثل حالت احتضار به پشت بخوابد، به طورى كه كف پاهاى او رو به قبله باشد.
مسأله 966 ـ كسى كه نشسته نماز مى‏خواند، اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد و ركوع را ايستاده بجا آورد، بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع رود و اگر نتواند، بايد ركوع را هم نشسته بجا آورد.
مسأله 967 ـ كسى كه خوابيده نماز مى‏خواند، اگر در بين نماز بتواند بنشيند، بايد مقدارى را كه مى‏تواند، نشسته بخواند. و نيز اگر مى‏تواند بايستد، بايد مقدارى را كه مى‏تواند، ايستاده بخواند، و آن را به قيام متّصل به ركوع اختصاص دهد ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى نخواند.
مسأله 968 ـ كسى كه نشسته نماز مى‏خواند اگر در بين نماز بتواند بايستد بايد مقدارى را كه مى‏تواند، ايستاده بخواند و آن را به قيام متّصل به ركوع اختصاص دهد ولى تا بدنش آرام نگرفته، نبايد چيزى بخواند.
مسأله 969 ـ كسى كه مى‏تواند بايستد اگر بترسد كه به واسطه ايستادن مريض شود يا ضررى به او برسد، مى‏تواند نشسته نماز بخواند و اگر از نشستن هم بترسد، مى‏تواند خوابيده نماز بخواند.
مسأله 970 ـ اگر انسان احتمال بدهد كه تا آخر وقت بتواند ايستاده نماز بخواند مى‏تواند اوّل وقت نماز بخواند، اگر چه احتياط آن است كه نماز را تأخير بياندازد، امّا اگر يقين حاصل كند كه تا آخر وقت مى‏تواند ايستاده نماز بخواند بايد نماز را به تأخير بياندازد.
مسأله 971 ـ مستحب است در حال ايستادن، بدن را راست نگهدارد، شانه ها را پايين بيندازد، دستها را روى رانها بگذارد، انگشتها را به هم بچسباند، جاى سجده را نگاه كند، سنگينى بدن را به طور مساوى روى دو پا بيندازد، با خضوع و خشوع باشد، پاها را پس و پيش نگذارد، اگر مرد است پاها را از سه انگشت باز، تا يك وجب فاصله دهد و اگر زن است پاها را به هم بچسباند.