لباس نمازگزار

پوشاندن بدن در نماز

مسأله 782 ـ مرد بايد در حال نماز، اگرچه كسى او را نمى‏بيند عورتين خود را بپوشاند، و بهتر است از ناف تا زانو را هم بپوشاند.
مسأله 783 ـ زن بايد در موقع نماز، تمام بدن حتّى سر و موى خود را بپوشاند ولى پوشاندن صورت به مقدارى كه در وضو شسته مى‏شود و دستها تا مچ و پاها تا مچ پا لازم نيست. امّا براى آن كه يقين كند كه مقدار واجب را پوشانده است، بنابر احتياط مقدارى از اطراف صورت و قدرى پايين‏تر از مچ را هم بپوشاند.
مسأله 784 ـ موقعى كه انسان قضاى سجده فراموش شده يا تشهّد فراموش شده را بجا مى‏آورد بلكه بنابر احتياط واجب در موقع سجده سهو هم بايد خود را مثل موقع نماز بپوشاند.
مسأله 785 ـ اگر انسان عمداً، در نماز عورتش را نپوشاند، نمازش باطل است، بلكه اگر از روى ندانستن مسأله هم باشد بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخواند.
مسأله 786 ـ اگر در بين نماز بفهمد كه عورتش پيدا است، بايد آن را بپوشاند و چنانچه پوشاندن عورت زياد طول بكشد در وسعت وقت، نماز را رها كند و دوباره بخواند، ولى اگر بعد از نماز بفهمد كه در نماز، عورت او پيدا بوده، نمازش صحيح است.
مسأله 787 ـ اگر در حال ايستاده لباسش عورت او را مى‏پوشاند ولى ممكن است در حال ديگر، مثلاً در حال ركوع و سجود نپوشاند، چنانچه موقعى كه عورت او پيدا مى‏شود، به وسيله‏اى آن را بپوشاند، نماز او صحيح است. ولى احتياط مستحب آن است كه با آن لباس نماز نخواند.
مسأله 788 ـ انسان مى‏تواند در نماز، خود را به علف و برگ درختان بپوشاند ولى موقعى خود را با اينها بپوشاند كه چيز ديگرى نداشته باشد.
مسأله 789 ـ اگر غير از گِل چيزى ندارد كه در نماز خود را بپوشاند، با گِل خود را بپوشاند و نماز بخواند.
مسأله 790 ـ اگر چيزى ندارد كه در نماز خود را با آن بپوشاند چنانچه احتمال دهد كه پيدا مى‏كند، بايد نماز را تأخير بيندازد، و اگر چيزى پيدا نكرد، در آخر وقت مطابق وظيفه‏اش نماز بخواند.
مسأله 791 ـ كسى كه مى‏خواهد نماز بخواند، اگر براى پوشاندن خود حتّى‏برگ درخت و علف نداشته باشد و احتمال ندهد، كه تا آخر وقت چيزى پيدا كند كه خود را با آن بپوشاند، در صورتى كه نامحرم او را مى‏بيند بايد نشسته نماز بخواند و عورت خود را با ران خود بپوشاند و اگر كسى او را نمى‏بيند، ايستاده نماز بخواند و جلوى خود را با دست بپوشاند و در هر صورت ركوع و سجود را با اشاره انجام مى‏دهد و براى سجود سر را قدرى پايين‏تر مى‏آورد.


شرايط لباس نمازگزار

مسأله 792 ـ لباس نمازگزار شش شرط دارد: اوّل طاهر باشد. دوم مباح باشد يعنى غصبى نباشد. سوم از اجزاء مردار نباشد. چهارم از حيوان حرام گوشت نباشد. پنجم و ششم اگر نمازگزار مرد است، لباس او ابريشم خالص و طلاباف نباشد. و تفصيل اينها در مسائل آينده گفته مى‏شود.

شرط اوّل

مسأله 793 ـ لباس نمازگزار بايد طاهر باشد و اگر كسى عمداً با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.
مسأله 794 ـ كسى كه نمى‏داند با بدن و لباس نجس نماز باطل است، اگر با بدن يا لباس نجس نماز بخواند، نمازش باطل است.
مسأله 795 ـ اگر به واسطه تقصير در ندانستن مسأله، نجاست چيزى را نداند و با آن نماز بخواند نمازش باطل است.
مسأله 796 ـ اگر نداند كه بدن يا لباسش نجس است و بعد از نماز بفهمد نجس بوده نماز او صحيح است، ولى احتياط مستحب آن است كه اگر وقت دارد، دوباره آن نماز را بخواند.
مسأله 797 ـ اگر فراموش كند كه بدن يا لباسش نجس است و در بين نماز يا بعد از آن يادش بيايد بايد نماز را دوباره بخواند و اگر وقت گذشته قضا نمايد.
مسأله 798 ـ كسى كه مشغول نماز است، اگر در بين نماز، بدن يا لباس او نجس شود و پيش از آن كه چيزى از نماز را با نجاست بخواند، ملتفت شود كه نجس شده، يا بفهمد بدن يا لباس او نجس است و شك كند كه همان وقت نجس شده يا از پيش نجس بوده، در صورتى كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس يا بيرون آوردن آن، نماز را به هم نمى‏زند، بايد در بين نماز بدن يا لباس را آب بكشد يا لباس را عوض نمايد يا اگر چيز ديگرى عورت او را پوشانده، لباس را بيرون آورد، ولى چنانچه طورى باشد كه اگر بدن يا لباس را آب بكشد يا لباس را عوض كند يا بيرون آورد، نماز به هم مى‏خورد و اگر لباس را بيرون آورد برهنه مى‏ماند يا بواسطه سرما و مانند آن نمى‏تواند لباس را بيرون آورد، اگر وقت نماز وسعت دارد بايد نماز را بشكند و با بدن و لباس پاك نماز بخواند، امّا اگر وقت نماز ضيق است با همان بدن و لباس نجس نماز را تمام كند و نماز او صحيح است.
مسأله 799 ـ كسى كه در طاهر بودن بدن يا لباس خود شك دارد چنانچه نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد كه بدن يا لباسش نجس بوده، نماز او صحيح است.
مسأله 800 ـ اگر بدن يا لباس را آب بكشد و يقين كند كه طاهر شده است و با آن نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد طاهر نشده، نمازش صحيح است.
مسأله 801 ـ اگر خونى در بدن يا لباس خود ببيند و يقين كند كه از خونهاى نجس نيست، مثلاً يقين كند كه خون پشه است، چنانچه بعد از نماز بفهمد از خونهايى بوده كه نمى‏شود با آن نماز خواند، نماز او صحيح است.
مسأله 802 ـ هرگاه يقين كند خونى كه در بدن يا لباس اوست خون نجسى است كه نماز با آن صحيح است، مثلاً يقين كند خون زخم و دُمَل است، اگر چنانچه بعد از نماز بفهمد خونى بوده كه نماز با آن باطل است نمازش صحيح است.
مسأله 803 ـ اگر نجس بودن چيزى را فراموش كند و بدن يا لباسش با رطوبت به آن برسد و در حال فراموشى نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد، نماز او صحيح است. ولى اگر بدنش با رطوبت به چيزى كه نجس بودن آن را فراموش كرده برسد و بدون اين كه خود را آب بكشد، غسل كند و نماز بخواند، بنابر احتياط غسل و نمازش باطل است؛ مگر اينكه با غسل كردن بدن هم طاهر شود. و نيز اگر جايى از اعضاى وضو با رطوبت به چيزى كه نجس بودن آن را فراموش كرده برسد و پيش از آن كه آنجا را آب بكشد، وضو بگيرد و نماز بخواند، بنابر احتياط وضو و نمازش باطل مى‏باشد؛ مگر اينكه با وضو گرفتن اعضاء وضو نيز طاهر شود.
مسأله 804 ـ كسى كه يك لباس دارد، اگر بدن و لباسش نجس شود و به اندازه آب كشيدن يكى از آنها آب داشته باشد، بايد بدن را آب بكشد و با لباس نجس نماز بخواند.
مسأله 805 ـ كسى كه غير از لباس نجس، لباس ديگرى ندارد و وقت تنگ است يا احتمال نمى‏دهد كه لباس طاهر پيدا كند مى‏تواند با لباس نجس نماز بخواند.
مسأله 806 ـ كسى كه دو لباس دارد، اگر بداند يكى از آنها نجس است و نتواند آنها را آب بكشد و نداند كدام يك آنهاست، چنانچه وقت دارد بايد با هر دو لباس نماز بخواند. مثلاً اگر مى‏خواهد نماز ظهر و عصر بخواند بايد با هر كدام يك نماز ظهر و يك نماز عصر بخواند ولى اگر وقت تنگ است با يكى از دو لباس نماز بخواند كافى است.

شرط دوم

مسأله 807 ـ لباس نمازگزار بايد مباح باشد و كسى كه مى‏داند پوشيدن لباس غصبى حرام است، اگر عمداً در لباس غصبى نماز بخواند، بنابر احتياط واجب آن نماز را با لباس غير غصبى اعاده نمايد. ولى غصبى بودن چيزهايى كه به تنهايى عورت را نمى‏پوشاند و همچنين چيزهايى كه فعلاً نمازگزار آنها را نپوشيده مانند دستمالى كه در جيب گذاشته، اگر چه بشود عورت را با آنها پوشانيد به نماز ضررى نمى‏زند هر چند احتياط در ترك است.
مسأله 808 ـ كسى كه مى‏داند پوشيدن لباس غصبى حرام است، ولى نمى‏داند نماز را باطل مى‏كند، اگر عمداً با لباس غصبى نماز بخواند بايد آن نماز را با لباس غير غصبى اعاده کند.
مسأله 809 ـ اگر نداند يا فراموش كند كه لباس او غصبى است و با آن نماز بخواند نمازش صحيح است، و اگر خودش آن لباس را غصب كرده باشد و بعداً فراموش كرده و با آن نماز خوانده باشد. به احتياط واجب بايد آن نماز را اعاده كند.
مسأله 810 ـ اگر نداند يا فراموش كند كه لباس او غصبى است و در بين نماز بفهمد چنانچه چيز ديگرى عورت او را پوشانده است و مى‏تواند فوراً يا بدون اين كه پى در پى بودن نماز به هم بخورد، لباس غصبى را بيرون آورد، بايد آن را بيرون آورد و نمازش صحيح است و اگر چيز ديگرى عورت او را نپوشانده يا نمى‏تواند لباس غصبى را فوراً بيرون آورد، يا اگر بيرون آورد پى در پى بودن نماز به هم مى‏خورد در صورتى كه به مقدار يك ركعت هم وقت داشته باشد بايد نماز را بشكند و با لباس غير غصبى نماز بخواند و اگر به اين مقدار وقت ندارد، با همان لباس نماز را تمام كند و قضا نمايد.
مسأله 811 ـ اگر كسى براى حفظ جانش با لباس غصبى نماز بخواند، يا مثلاً براى اين كه دزد لباس غصبى را نبرد با آن نماز بخواند، نمازش صحيح است.
مسأله 812 ـ اگر با عين پولى كه خمس يا زكات آن را نداده لباس بخرد، نماز خواندن در آن لباس باطل است، مگر اينكه در حال نماز التفات به غصبى بودن لباس نداشته باشد و همچنين اگر حكم مسأله را نداند.

شرط سوم

مسأله 813 ـ لباس نمازگزار بايد از اجزاء حيوان مرده‏اى كه خون جهنده دارد، يعنى حيوانى كه اگر رگش را ببرند خون از آن جستن مى‏كند، نباشد. بلكه اگر از حيوان مرده‏اى مانند ماهى، كه خون جهنده ندارد لباس تهيه كند، احتياط مستحب آن است كه با آن نماز نخواند.
مسأله 814 ـ بنا بر احتياط واجب بايد چيزى از مردار مانند گوشت و پوست آن كه روح داشته، همراه نمازگزار نباشد، گرچه لباس او هم نباشد.
مسأله 815 ـ اگر چيزى از مردار حلال گوشت مانند مو و پشم كه روح ندارد همراه نمازگزار باشد، يا با لباسى كه از آنها تهيه كرده‏اند، نماز بخواند نمازش صحيح است.

شرط چهارم

مسأله 816 ـ لباس نمازگزار نبايد از حيوان حرام گوشت كه خون جهنده دارد باشد و اگر مويى از آن هم همراه نمازگزار باشد، نماز او باطل است.
مسأله 817 ـ اگر آب دهان يا بينى يا رطوبت ديگرى از حيوان حرام گوشت مانند گربه بر بدن يا لباس نمازگزار باشد چنانچه تر باشد نماز باطل و اگر خشك شده و عين آن برطرف شده باشد، نماز صحيح است.
مسأله 818 ـ اگر مو و عرق و آب دهان كسى بر بدن يا لباس نمازگزار باشد اشكال ندارد. و همچنين است اگر مرواريد و موم و عسل همراه او باشد.
مسأله 819 ـ اگر شك داشته باشد كه لباسى از حيوان حلال گوشت است يا حرام گوشت، چه در كشورهاى اسلامى تهيه شده باشد چه در كشورهاى غير اسلامى، نماز خواندن با آن مانعى ندارد.
مسأله 820 ـ اگر انسان احتمال دهد تكمه صدفى و مانند آن از حيوان است نماز خواندن با آن مانعى ندارد و اگر بداند صدف است و احتمال بدهد صدف گوشت نداشته باشد نماز خواندن با آن مانع ندارد.
مسأله 821 ـ با پوست سنجاب و خز نماز خواندن اشكال ندارد.
مسأله 822 ـ اگر با لباسى كه نمى‏داند از حيوان حرام گوشت است نماز بخواند نمازش صحيح است، ولى اگر فراموش كرده باشد، بنابر احتياط مستحب آن نماز را دوباره بخواند.

شرط پنجم

مسأله 823 ـ پوشيدن لباس طلاباف براى مرد حرام و نماز با آن باطل است ولى‏براى زن در نماز و غير نماز اشكال ندارد.
مسأله 824 ـ زينت كردن به طلا مثل آويختن زنجير طلا به سينه و انگشتر طلا به دست كردن و بستن ساعت مچى طلا به دست براى مرد حرام و نماز خواندن با آنها باطل است و احتياط واجب آن است كه از استعمال عينك طلا هم خوددارى كند ولى زينت كردن به طلا، براى زن در نماز و غير نماز اشكال ندارد.
مسأله 825 ـ اگر مردى نداند يا فراموش كند كه انگشترى يا لباسش از طلا است و با آن نماز بخواند نمازش صحيح است.
مسأله 826 ـ اگر انگشتر يا زنجير طلا و مانند آن به همراه مرد باشد ولى آن را نپوشيده باشد، اشكال ندارد و نماز را باطل نمى‏كند.

شرط ششم

مسأله 827 ـ لباس مرد نمازگزار نبايد از ابريشم خالص باشد و در غير نماز هم پوشيدن آن براى مرد حرام است و چيزى كه پوشش لازم نمازگزار راتأمين نمى‏كند مانند كمربند و عرقچين نيز به احتياط واجب نبايد از ابريشم خالص باشد.
مسأله 828 ـ اگر آستر تمام لباس يا آستر مقدارى از آن ابريشم خالص باشد، پوشيدن آن براى مرد حرام و نماز در آن باطل است.
مسأله 829 ـ لباسى را كه نمى‏داند از ابريشم خالص است يا چيز ديگر، پوشيدن آن اشكال ندارد و نماز با آن صحيح است.
مسأله 830 ـ دستمال ابريشمى و مانند آن اگر در جيب مرد باشد اشكال ندارد و نماز را باطل نمى‏كند.
مسأله 831 ـ پوشيدن لباس ابريشمى براى زن در نماز و غير نماز اشكال ندارد.
مسأله 832 ـ پوشيدن لباس غصبى و ابريشمى خالص و طلاباف و لباسى كه از مردار يا حيوان حرام گوشت تهيه شده در حال ناچارى مانعى ندارد. و نيز كسى كه لباس ديگرى غير از اينها ندارد و تا آخر وقت هم نمى‏تواند تهيه كند، مى‏تواند با اين لباسها نماز بخواند ولى اگر مى‏تواند جايى نماز بخواند كه اطمينان دارد كسى او را نمى‏بيند بايد نماز را عريانا در آخر وقت بجا آورد.
مسأله 833 ـ اگر چيزى ندارد كه در نماز عورت خود را با آن بپوشاند، واجب است اگرچه به كرايه يا خريدارى باشد، تهيه نمايد. ولى اگر تهيه آن به قدرى پول لازم دارد كه نسبت به دارايى او زياد است، يا طورى است كه اگر پول را به مصرف لباس برساند، به حال او ضرر دارد، مى‏تواند به دستورى كه براى برهنگان گفته شد نماز بخواند.
مسأله 834 ـ كسى كه لباس ندارد اگر ديگرى لباس به او ببخشد يا عاريه دهد، چنانچه قبول كردن آن براى او مشقّت نداشته باشد، بايد قبول كند بلكه اگر عاريه كردن يا طلب بخشش براى او سخت نيست بايد از كسى كه لباس دارد، طلب بخشش يا عاريه نمايد.
مسأله 835 ـ بنابر احتياط واجب بايد انسان از پوشيدن لباس شهرت كه پارچه يا رنگ يا دوخت آن براى كسى كه مى‏خواهد آن را بپوشد معمول نيست، خوددارى كند ولى اگر با آن لباس نماز بخواند اشكال ندارد.
مسأله 836 ـ احتياط واجب آن است كه در بيرون از خانه مرد لباس زنانه و زن لباس مردانه نپوشد، ولى اگر با آن لباس نماز بخواند اشكال ندارد.
مسأله 837 ـ كسى كه بايد خوابيده نماز بخواند، اگر برهنه باشد و لحاف يا تشك او نجس يا ابريشم خالص يا از اجزاء حيوان حرام گوشت باشد، احتياط واجب آن است كه در نماز خود را با آنها نپوشاند.

مواردى كه لازم نيست بدن و لباس نمازگزار طاهر باشد

مسأله 838 ـ در سه صورت كه تفصيل آنها بعداً گفته مى‏شود، اگر بدن يا لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است:
اوّل: آن كه بواسطه زخم يا جراحت يا دُمَلى كه در بدن او است لباس يا بدنش به خون آلوده شده باشد.
دوم: آن كه بدن يا لباس او به مقدار كمتر از درهم كه تقريبا به اندازه انگشت سبّابه مى‏شود به خون آلوده باشد.
سوم: آن كه ناچار باشد با بدن يا لباس نجس نماز بخواند.
و در دو صورت اگر فقط لباس نمازگزار نجس باشد، نماز او صحيح است:
اوّل: آن كه لباسهاى كوچك او مانند جوراب و عرقچين نجس باشد.
دوم: آن كه لباس زنى كه پرستار بچّه است نجس شده باشد و احكام اين پنج صورت مفصّلاً در مسائل بعد گفته مى‏شود.
مسأله 839 ـ اگر در بدن يا لباس نمازگزار، خون زخم يا جراحت يا دُمَل باشد چنانچه طورى است كه آب كشيدن بدن يا لباس يا عوض كردن لباس براى بيشتر مردم يا براى خصوص او سخت است، تا وقتى كه زخم يا جراحت يا دُمَل خوب نشده است، مى‏تواند با آن خون نماز بخواند و همچنين است اگر چركى كه با خون بيرون آمده يا دوايى كه روى زخم گذاشته‏اند و نجس شده، در بدن يا لباس او باشد.
مسأله 840 ـ اگر خون زخمى كه به زودى خوب مى‏شود و شستن آن آسان است، در بدن يا لباس نمازگزار باشد، اگر از مقدار درهم زيادتر باشد بايد براى نماز آن را آب بكشد.
مسأله 841 ـ اگر جايى از بدن يا لباس كه با زخم فاصله دارد به رطوبت زخم نجس شود، جايز نيست با آن نماز بخواند. ولى اگر مقدارى از بدن يا لباس كه معمولاً به رطوبت زخم آلوده مى‏شود به رطوبت آن نجس شود نماز خواندن با آن مانعى ندارد.
مسأله 842 ـ اگر از زخمى كه توى دهان و بينى و مانند اينهاست خونى به بدن يا لباس برسد، احتياط واجب آن است كه با آن نماز نخواند، ولى با خون بواسير مى‏شود نماز خواند.
مسأله 843 ـ كسى كه بدنش زخم است، اگر در بدن يا لباس خود خونى ببيند و نداند از زخم است يا خون ديگر، با آن نماز خواندن اشكال دارد.
مسأله 844 ـ اگر چند زخم در بدن باشد و به طورى نزديك هم باشند كه يك زخم حساب شود، تا وقتى همه خوب نشده‏اند، نماز خواندن با خون آنها اشكال ندارد. ولى اگر به قدرى از هم دور باشند كه هر كدام يك زخم حساب شود، هر كدام كه خوب شد، بايد براى نماز، بدن و لباس را از خون آن آب بكشد.
مسأله 845 ـ اگر سر سوزنى خون حيض يا نفاس، در بدن يا لباس نمازگزار باشد نماز او باطل است و بايد خون استحاضه نيز در بدن يا لباس نمازگزار نباشد، ولى خونهاى ديگر مثل خون بدن انسان يا خون حيوان حلال گوشت اگرچه در چند جاى بدن و لباس باشد در صورتى كه روى هم كمتر از درهم باشد كه تقريبا به اندازه انگشت سبّابه مى‏شود، نماز خواندن با آن اشكال ندارد. ولى احتياط واجب آن است كه از خون سگ و كافر و مردار و حيوان حرام گوشت اجتناب كند.
مسأله 846 ـ خونى كه به لباس بى آستر بريزد و به پشت آن برسد، يك خون حساب مى‏شود ولى اگر پشت آن، جدا خونى شود، بنابر احتياط واجب بايد هر كدام را جدا حساب نمود، پس اگر خونى كه در پشت و روى لباس است روى هم كمتر از درهم باشد، نماز با آن صحيح و اگر بيشتر باشد نماز با آن باطل است.
مسأله 847 ـ اگر خون، روى لباسى كه آستر دارد بريزد و به آستر آن برسد و يا به آستر بريزد و روى لباس خونى شود، بايد هر كدام را جدا حساب نمود، پس اگر خون روى لباس و آستر، كمتر از درهم باشد نماز با آن صحيح و اگر بيشتر باشد نماز با آن باطل است.
مسأله 848 ـ اگر خون بدن يا لباس كمتر از درهم باشد و رطوبتى به آن برسد كه اطراف آن را آلوده كند نماز با آن باطل است هرچند خون و رطوبتى كه به آن رسيده به اندازه درهم نباشد، ولى اگر رطوبت فقط به خون مذكور برسد و اطراف را آلوده نكند نماز خواندن با آن صحيح است.
مسأله 849 ـ اگر بدن يا لباس خونى نشود ولى به واسطه رسيدن به خون، نجس شود اگرچه مقدارى كه نجس شده كمتر از درهم باشد، نمى‏شود با آن نماز خواند.
مسأله 850 ـ اگر خونى كه در بدن يا لباس است كمتر از درهم باشد و نجاست ديگرى به آن برسد، مثلاً يك قطره بول روى آن بريزد، نماز خواندن با آن جايز نيست.
مسأله 851 ـ اگر لباسهاى كوچك نمازگزار مثل عرقچين و جوراب كه نمى‏شود با آنها عورت را پوشانيد نجس باشد، چنانچه از مردار و حيوان حرام گوشت درست نشده باشد نماز با آنها صحيح است و نيز اگر با انگشترى نجس نماز بخواند اشكال ندارد.
مسأله 852 ـ احتياط آن است كه چيز نجسى كه با آن مى‏شود عورت را پوشاند همراه نمازگزار نباشد، ولى كسى كه اين مسأله را نمى‏دانسته و مدّتى اين طور نماز خوانده، لازم نيست آن نمازها را قضا كند.
مسأله 853 ـ زنى كه پرستار بچّه است و بيشتر از يك لباس ندارد، هرگاه شبانه روزى يك مرتبه لباس خود را آب بكشد، اگرچه تا يك روز ديگر لباسش به بول بچّه نجس شود، مى‏تواند با آن لباس نماز بخواند. ولى احتياط واجب آن است كه لباس خود را در شبانه روز يك مرتبه براى اوّلين نمازى كه لباسش پيش از آن نجس شده آب بكشد و نيز اگر بيشتر از يك لباس دارد ولى ناچار است كه همه آنها را بپوشد، چنانچه شبانه روزى يك مرتبه به دستورى كه گفته شده همه آنها را آب بكشد كافى است.

مستحبات لباس نمازگزار

مسأله 854 ـ چند چيز در لباس نمازگزار مستحب است كه از آن جمله است: عمامه با تحت الحنك، پوشيدن عبا، لباس سفيد و پاكيزه‏ترين لباسها و عطر زدن و دست كردن انگشترى عقيق.

مكروهات لباس نمازگزار

مسأله 855 ـ پوشيدن لباس سياه (غير از عبا و عمّامه) و چرك و تنگ و لباس شرابخوار و لباس كسى كه از نجاست پرهيز نمى‏كند و لباسى كه نقش صورت دارد و نيز باز بودن تكمه‏هاى لباس و دست كردن انگشترى كه نقش صورت دارد مكروه مى‏باشد.