مبطلات نماز

مبطلات نماز

مسأله 1123 ـ دوازده چيز نماز را باطل مى‏كند و آنها را مبطلات مى‏گويند:
اوّل: آن كه در بين نماز يكى از شرطهاى آن از بين برود، مثلاً در بين نماز بفهمد مكانش غصبى است.
دوم: آن كه در بين نماز عمداً يا سهواً يا از روى ناچارى، چيزى كه وضو يا غسل را باطل مى‏كند پيش آيد، مثلاً بول از او بيرون آيد، ولى كسى كه نمى‏تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند، اگر در بين نماز بول يا غائط از او خارج شود چنانچه به دستورى كه در احكام وضو گفته شد رفتار نمايد نمازش باطل نمى‏شود و نيز اگر در بين نماز از زن مستحاضه خون خارج شود، در صورتى كه به دستور استحاضه رفتار كرده باشد، نمازش صحيح است.
مسأله 1124 ـ كسى كه بى اختيار خوابش برده، اگر نداند كه در بين نماز خوابش برده يا بعد از آن، بنابر احتياط واجب بايد نمازش را دوباره بخواند، ولى اگر تمام شدن نماز را بداند و شك كند كه خواب در بين نماز بوده يا بعد، نمازش صحيح است.
مسأله 1125 ـ اگر بداند به اختيار خودش خوابيده و شك كند كه بعد از نماز بوده يا در بين نماز يادش رفته كه مشغول نماز است و خوابيده نمازش صحيح است.
مسأله 1126 ـ اگر در حال سجده از خواب بيدار شود و شك كند كه در سجده آخر نماز است، يا در سجده شكر، بايد آن نماز را دوباره بخواند.
سوم: آن كه دستها را روى هم بگذارد به قصد اينكه جزء نماز باشد، مثل افرادى كه شيعه نيستند.
مسأله 1127 ـ هرگاه براى ادب دستها را روى هم بگذارد، اگرچه مثل آنها نباشد، بنابر احتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند، ولى اگر از روى فراموشى يا ناچارى يا براى كار ديگر مثل خاراندن دست و مانند آن، دستها را روى هم بگذارد اشكال ندارد.
چهارم: آن كه بعد از خواندن حمد، آمين بگويد به قصد اينكه جزء نماز است. ولى اگر اشتباهاً يا از روى تقيّه بگويد، نمازش باطل نمى‏شود.
پنجم: آن كه عمداً يا از روى فراموشى پشت به قبله كند، يا به طرف راست يا چپ قبله برگردد بلكه اگر عمداً به قدرى برگردد كه نگويند رو به قبله است، اگرچه به طرف راست يا چپ نرسد، نمازش باطل است.
مسأله 1128 ـ اگر عمداً همه صورت را به طرف راست يا چپ قبله برگرداند نمازش باطل است بلكه اگر سهواً هم صورت را به اين مقدار بگرداند احتياط واجب آن است كه نماز را دوباره بخواند و لازم نيست كه نماز اوّل را تمام نمايد، ولى اگر سر را كمى بگرداند، عمداً باشد يا اشتباهاً نمازش باطل نمى‏شود.
ششم: آن كه عمداً كلمه‏اى را بگويد كه از آن كلمه قصد معنى كند اگرچه معنى هم نداشته باشد و يك حرف هم باشد بلكه اگر قصد هم نكند بنابر احتياط واجب بايد نماز را دوباره بخواند در صورتى كه دو حرف يا بيشتر باشد، ولى اگر سهواً بگويد نماز باطل نمى‏شود.
مسأله 1129 ـ اگر كلمه‏اى بگويد كه يك حرف دارد، چنانچه آن كلمه معنى داشته باشد مثل «ق» كه در زبان عرب به معناى اين است كه نگهدارى كن، چنانچه معنى آن را بداند و قصد آن را نمايد، نمازش باطل مى‏شود، بلكه اگر قصد معناى آن را نكند ولى ملتفت معناى آن باشد احتياط واجب آن است كه نماز را دوباره بخواند.
مسأله 1130 ـ سرفه كردن و آروغ زدن و آه كشيدن و اشاره كردن در نماز اشكال ندارد، ولى‏گفتن آخ و آه و مانند اينها كه دو حرف است اگر عمدى باشد نماز را باطل مى‏كند.
مسأله 1131 ـ اگر كلمه‏اى را كه ذكر است بگويد مثلاً بگويد: «اللّه‏ اكبر» و در موقع گفتن آن، صدا را بلند كند كه چيزى را به ديگرى بفهماند اشكال ندارد.
مسأله 1132 ـ خواندن قرآن در نماز، غير از چهار سوره‏اى كه سجده واجب دارد و در احكام جنابت گفته شد و نيز دعا كردن در نماز اشكال ندارد ولى به زبان غير عربى جايز نيست.
مسأله 1133 ـ اگر چيزى از حمد و سوره و ذكرهاى نماز را عمداً يا احتياطا چند مرتبه بگويد اگر به قصد جزء نماز نباشد اشكال ندارد، ولى اگر از روى وسواس باشد نماز اشكال دارد.
مسأله 1134 ـ در حال نماز، انسان نبايد به ديگرى سلام كند و اگر ديگرى به او سلام كند، بايد طورى جواب دهد كه سلام مقدّم باشد مثلاً بگويد: «اَلسَّلامُ عَلَيكُم» يا «سَلامٌ عَلَيكُم» و نبايد «عَلَيكُمُ السَّلام» بگويد.
مسأله 1135 ـ انسان بايد جواب سلام را چه در نماز يا در غير نماز فوراً بگويد و اگر عمداً يا از روى فراموشى جواب سلام را به قدرى طول دهد، كه اگر جواب بگويد جواب آن سلام حساب نشود، چنانچه در نماز باشد نبايد جواب بدهد و اگر در نماز نباشد، جواب دادن واجب نيست.
مسأله 1136 ـ بايد جواب سلام را طورى بگويد كه سلام كننده بشنود، ولى اگر سلام كننده كر باشد چنانچه انسان با اشاره جواب او را بدهد كافى است.
مسأله 1137 ـ نمازگزار جواب سلام را به قصد جواب بگويد نه به قصد دعا.
مسأله 1138 ـ اگر زن يا مرد نامحرم يا بچّه مميّز، يعنى بچّه‏اى كه خوب و بد را مى‏فهمد به نمازگزار سلام كند، نمازگزار بايد جواب او را بدهد.
مسأله 1139 ـ اگر نمازگزار جواب سلام را ندهد معصيت كرده ولى نمازش صحيح است.
مسأله 1140 ـ اگر كسى به نمازگزار غلط سلام كند، به طورى كه سلام حساب نشود، جواب او واجب نيست.
مسأله 1141 ـ جواب سلام كسى كه از روى مسخره يا شوخى سلام مى‏كند واجب نيست، و اگر خواست جواب سلام مرد و زن غير مسلمان ذمّى را بدهد بگويد «سلام» يا فقط «عليك».
مسأله 1142 ـ اگر كسى به عدّه‏اى سلام كند، جواب سلام او بر همه آنان واجب است، ولى اگر يكى از آنان جواب دهد كافى است.
مسأله 1143 ـ اگر كسى به عدّه‏اى سلام كند و كسى كه سلام كننده قصد سلام دادن به او را نداشته، جواب دهد، باز هم جواب سلام او بر آن عدّه واجب است.
مسأله 1144 ـ اگر به عدّه‏اى سلام كند و كسى كه بين آنها مشغول نماز است شك كند كه سلام كننده قصد سلام كردن به او را هم داشته يا نه، نبايد جواب بدهد. امّا اگر بداند كه قصد او را هم داشته و ديگرى جواب ندهد، بايد جواب او را بگويد.
مسأله 1145 ـ سلام كردن مستحب است و خيلى سفارش شده است كه سواره به پياده و ايستاده به نشسته و كوچكتر به بزرگتر سلام كند.
مسأله 1146 ـ اگر دو نفر با هم به يكديگر سلام كنند، بر هر يك واجب است جواب سلام ديگرى را بدهد.
مسأله 1147 ـ در غير نماز، مستحب است جواب سلام را بهتر از سلام بگويد مثلاً اگر كسى گفت «سلام عليكم» در جواب بگويد «سلام عليكم و رحمة اللّه‏».
هفتم: خنده عمدى و با صدا بگونه‏اى كه به آن قهقهه گويند، ولى اگر سهواً با صدا بخندد يا لبخند بزند نمازش باطل نمى‏شود.
مسأله 1148 ـ اگر براى جلوگيرى از صداى خنده حالش تغيير كند، مثلاً رنگش سرخ شود، چنانچه از صورت نمازگزار بيرون رود، بايد نمازش را دوباره بخواند.
هشتم: آن كه براى كار دنيا عمداً با صدا گريه كند، ولى گريه بى‏صدا اشكال ندارد و اگر از ترس خدا يا براى آخرت گريه كند، آهسته باشد يا بلند، اشكال ندارد، بلكه از بهترين اعمال است.
نهم: كارى كه صورت نماز را به هم بزند مثل دست زدن و به هوا پريدن و مانند اينها، كم باشد يا زياد، عمداً باشد يا از روى فراموشى. ولى كارى كه صورت نماز را به هم نزند مثل اشاره كردن با دست اشكال ندارد.
مسأله 1149 ـ اگر در بين نماز به قدرى ساكت بماند كه نگويند نماز مى‏خواند نمازش باطل مى‏شود.
مسأله 1150 ـ اگر در بين نماز كارى انجام دهد يا مدّتى ساكت شود و شك كند كه نماز به هم خورده يا نه نمازش صحيح است.
دهم: خوردن و آشاميدن، يعنى در نماز طورى بخورد يا بياشامد كه نگويند نماز مى‏خواند.
مسأله 1151 ـ احتياط واجب آن است كه در نماز چيزى نخورد و نياشامد چه موجب به هم خوردن موالات بشود يا نشود چه بگويند نماز مى‏خواند يا نگويند.
مسأله 1152 ـ اگر در بين نماز، غذايى را كه لاى دندانها مانده فرو ببرد، نمازش باطل نمى‏شود. و اگر قند يا شكر و مانند اينها در دهان مانده باشد و در حال نماز كم كم آب شود و فرو رود نمازش اشكال ندارد.
يازدهم: شك در ركعتهاى نماز دو ركعتى يا سه ركعتى يا در دو ركعت اوّل نمازهاى چهار ركعتى است.
دوازدهم: آن كه ركن نماز را عمداً يا سهواً كم يا زياد كند ـ غير از تكبيره‏الاحرام كه زياد كردن سهوى آن اشكال ندارد ـ يا واجباتى را كه ركن نيست عمداً كم يا زياد نمايد.
مسأله 1153 ـ اگر بعد از نماز شك كند كه در بين نماز كارى كه نماز را باطل مى‏كند انجام داده يا نه، نمازش صحيح است.


چيزهايى كه در نماز مكروه است

مسأله 1154 ـ مكروه است در نماز صورت را كمى به طرف راست يا چپ بگرداند و چشمها را هم بگذارد، يا به طرف راست و چپ بگرداند و با ريش و دست خود بازى كند و انگشتها را داخل هم نمايد و آب دهان بيندازد و به خطّ قرآن يا كتاب يا خطّ انگشترى نگاه كند و نيز مكروه است موقع خواندن حمد و سوره و گفتن ذكر، براى شنيدن حرف كسى ساكت شود، بلكه هر كارى كه خضوع و خشوع را از بين ببرد مكروه مى‏باشد.
مسأله 1155 ـ وقتى كه انسان خوابش مى‏آيد و نيز موقع خوددارى كردن از بول و غائط، مكروه است نماز بخواند. و همچنين پوشيدن جوراب تنگ كه پا را فشار دهد در نماز مكروه مى‏باشد و غير از اينها مكروهات ديگرى است كه در كتابهاى مفصّل بيان شده است.


مواردى كه مى‏شود نماز واجب را شكست

مسأله 1156 ـ شكستن نماز واجب از روى اختيار بنابر احتياط جايز نيست، ولى براى حفظ مال و جلوگيرى از ضرر مالى يا بدنى مانعى ندارد.
مسأله 1157 ـ اگر حفظ جان خود انسان يا كسى كه حفظ جان او واجب است يا حفظ مالى كه نگهدارى آن واجب مى‏باشد، بدون شكستن نماز ممكن نباشد بايد نماز را بشكند.
مسأله 1158 ـ اگر در وسعت وقت مشغول نماز باشد و طلبكار طلب خود را كه زمانش رسيده از او مطالبه كند، چنانچه بتواند در بين نماز طلب او را بدهد، بايد در همان حال بپردازد و اگر بدون شكستن نماز، دادن طلب او ممكن نيست بايد نماز را بشكند و طلب او را بدهد، بعد نماز را بخواند.
مسأله 1159 ـ اگر در بين نماز بفهمد كه مسجد نجس است، چنانچه وقت تنگ باشد، بايد نماز را تمام كند و اگر وقت وسعت دارد و تطهير مسجد نماز را به هم نمى‏زند بايد در بين نماز تطهير كند، بعد بقيه نماز را بخواند و اگر نماز را به هم مى‏زند، بايد نماز را بشكند و مسجد را تطهير نمايد بعد نماز را بخواند.
مسأله 1160 ـ كسى كه بايد نماز را بشكند، اگر نماز را تمام كند معصيت كرده، ولى نماز او صحيح است اگرچه احتياط مستحب آن است كه دوباره بخواند.
مسأله 1161 ـ اگر پيش از آن كه به اندازه ركوع خم شود يادش بيايد كه اذان واقامه يا اقامه را فراموش كرده، چنانچه وقت نماز وسعت دارد، مستحب است براى گفتن آنها نماز را بشكند، ولى شكستن نماز براى فراموشى اذان تنها جايز نيست.