نماز جمعه

نماز جمعه

مسأله 1560 ـ در زمان غيبت ولىّ عصر عجّل اللّه‏ تعالى فرجه الشّريف نماز جمعه واجب تخييرى است ـ يعنى مكلّف مى‏تواند روز جمعه به جاى نماز ظهر نماز جمعه بخواند ـ ولى جمعه، افضل است و ظهر، احوط و احتياط بيشتر در آن است كه هر دو را بجا آورند.
مسأله 1561 ـ كسى كه نماز جمعه را به جا آورده واجب نيست نماز ظهر را هم بخواند، ولى احتياط مستحب آن است كه آن را نيز بجا آورد.


شرايط نماز جمعه

مسأله 1562 ـ نماز جمعه تنها توسّط مردان منعقد مى‏شود، ولى زنان هم مى‏توانند در آن شركت كنند.
مسأله 1563 ـ نماز جمعه بايد به جماعت برگزار شود و نمى‏توان آن را به طور فرادى بجا آورد.
مسأله 1564 ـ همه شرايطى كه در نماز جماعت معتبر است در نماز جمعه نيز لازم است، مانند نبودن حائل، بالاتر نبودن جاى امام، فاصله بيش از حد نداشتن و غير اينها.
مسأله 1565 ـ همه شرايطى كه در امام جماعت لازم است بايد در امام جمعه هم باشد مانند عقل، ايمان، حلالزادگى و عدالت. ولى امامت كودكان و زنان در نماز جمعه جايز نيست اگرچه در نمازهاى ديگر براى خودشان جايز باشد.
مسأله 1566 ـ بر هر مرد مكلّف غير مسافرى كه نابينا، بيمار و پير فرتوت نباشد، نماز جمعه واجب تخييرى است البته در صورتى كه فاصله او تا محلّ اقامه جمعه بيش از دو فرسخ نباشد بنابراين بر كسانى كه فاقد يكى از شروط باشند حركت به سوى نماز جمعه به فرض اين كه وجوب تعيينى هم داشته باشد واجب نيست گرچه حضور آن بر ايشان هيچ مشقّتى نداشته باشد.
مسأله 1567 ـ كمترين فاصله لازم بين دو نماز جمعه، يك فرسخ است.
مسأله 1568 ـ كمترين عدد لازم براى انعقاد نماز جمعه پنج نفر است كه بايد يكى از آنها امام باشد، پس نماز جمعه با كمتر از پنج نفر واجب نيست و منعقد نمى‏شود ولى اگر هفت نفر و بيشتر باشند فضيلت جمعه بيشتر خواهد بود.
مسأله 1569 ـ در صورت وجود شرايط لازم، نماز جمعه بر سكنه شهرها و شهركها و حاشيه نشينان آنها و روستاييان، چادرنشينان و بيابان گردهايى كه روش زندگى آنها چنين است واجب تخييرى است.
مسأله 1570 ـ فاقدين شرايط وجوب نماز جمعه اگر اتّفاقا در نماز حاضر شوند يا با مشقّت، خود را به آن برسانند نمازشان صحيح است و نماز ظهر بر آنها واجب نيست. همچنين كسانى كه با وجود باران يا سرماى شديد يا نداشتن پا يا عضو ديگر كه موجب مشقّت و اسقاط تكليف نماز جمعه است در نماز جمعه شركت كرده‏اند، نمازشان صحيح است. امّا اگر ديوانه به نماز جمعه بپردازد نمازش صحيح نيست ولى نماز جمعه پسران نابالغ صحيح است گرچه نمى‏توانند مكمّل عدد لازم (پنج نفر) باشند همان گونه كه نمى‏توانند به تنهايى تشكيل نماز جمعه بدهند.
مسأله 1571 ـ مسافر مى‏تواند در نماز جمعه شركت كند و در اين صورت نماز ظهر از او ساقط است لكن مسافرين به تنهايى بدون شركت حاضرين نمى‏توانند نماز جمعه تشكيل دهند و در اين صورت نماز ظهر بر آنها واجب است و نيز مسافر نمى‏تواند مكمّل عدد لازم (پنج نفر) باشد ولى اگر مسافرين قصد اقامه ده روز يا بيشتر بنمايند مى‏توانند نماز جمعه تشكيل دهند.
مسأله 1572 ـ زنان مى‏توانند در نماز جمعه شركت كنند و نمازشان صحيح است و مجزى از نماز ظهر است امّا به تنهايى بدون شركت مردان نمى‏توانند نماز جمعه تشكيل دهند چنانكه نمى‏توانند مكمّل عدد لازم (پنج نفر) هم باشند زيرا نماز جمعه تنها با شركت مردان منعقد مى‏شود.
مسأله 1573 ـ خنثى مشكله ـ كسى كه مرد يا زن بودنش اصلاً معلوم نيست ـ مى‏تواند در نماز جمعه شركت كند ولى نمى‏تواند مكمّل عدد لازم (پنج نفر) يا امام جمعه باشد پس اگر غير از او فقط چهار نفر جمع شده باشند نماز جمعه برگزار نمى‏شود و بايد نماز ظهر بخوانند.


وقت نماز جمعه

مسأله 1574 ـ وقت نماز جمعه با زوال خورشيد شروع مى‏شود و تا وقتى كه سايه شخص به اندازه دو قدم پاى متعارف برسد امتداد دارد. ولى احتياط واجب آن است كه از اوايل عرفى زوال ظهر تأخير نيندازد و اگر تأخير افتاد احتياط مستحب آن است كه نماز ظهر را بخوانند.
مسأله 1575 ـ اگر امام خطبه‏ها را قبلاً شروع كرده و هنگام زوال به پايان برساند و نماز جمعه را شروع كند صحيح است، ولى احتياط مستحب آن است كه آن‏ها را در وقت ظهر بخواند.
مسأله 1576 ـ جايز نيست امام جمعه خطبه‏ها را آنقدر طولانى كند كه وقت نماز بگذرد والاّ بايد نماز ظهر را بخواند، زيرا نماز جمعه در خارج وقت آن قضا ندارد.
مسأله 1577 ـ اگر در بين نماز جمعه وقت آن تمام شود در صورتى كه يك ركعت آن در وقت واقع شده باشد صحيح است ولى احتياط مستحب آن است كه پس از اتمام آن، نماز ظهر را هم بجا آورند و اگر يك ركعت آن در وقت واقع نشده باطل است ولى احتياط مستحب آن است كه آن را تمام كنند و سپس نماز ظهر را بخوانند.
مسأله 1578 ـ اگر عمداً نماز جمعه را طورى به تأخير بيندازد كه تنها براى يك ركعت آن وقت باقى باشد احتياط واجب آن است كه نماز ظهر را بجا آورند.
مسأله 1579 ـ اگر يقين دارد وقت به اندازه‏اى هست كه مى‏تواند حدّاقل واجب را در تحقّق دو خطبه و دو ركعت نماز بجا آورد بين نماز جمعه و ظهر مخيّر است. و اگر يقين دارد كه به اين اندازه وقت نيست بايد نماز ظهر را بخواند و اگر شك دارد، نماز جمعه صحيح است ولى در صورتى كه پس از نماز معلوم شود كه حتّى براى يك ركعت هم وقت باقى نبوده، بايد نماز ظهر را بجا آورد گرچه احتياط مستحب آن است كه اگر تنها يك ركعت آن هم در وقت واقع شده، نماز ظهر را بخواند.
مسأله 1580 ـ اگر مقدار وقت را مى‏داند ولى شك دارد كه در اين مقدار مى‏تواند نماز جمعه را بجا آورد يا نه، جايز است نماز جمعه را شروع كند؛ پس اگر وقت براى همه نماز كافى بود نمازش صحيح است والاّ بايد نماز ظهر را بجا آورد ولى احتياط مستحب آن است كه در اين صورت اساسا نماز ظهر را اختيار كند.
مسأله 1581 ـ در صورتى كه نماز جمعه با عدد كامل و در وسعت وقت شروع شده ولى مأمومى به ركعت اوّل نرسيده باشد، اگر به ركعت دوم ولو به ركوع آن برسد و اقتدا كند نمازش صحيح است به شرط آن كه بداند وقت به اندازه‏اى هست كه ركعت دوم او هم در وقت واقع مى‏شود در اين صورت دومين ركعت نماز خود را به طور فرادى بجا مى‏آورد ولى براى كسى كه تكبير ركوع ركعت دوم امام را درك نكرده بهتر است كه نيّت خود را به ظهر برگردانده و نماز ظهر را بجا آورد.


كيفيت نماز جمعه

مسأله 1582 ـ نماز جمعه دو ركعت است و كيفيت آن مانند نماز صبح است و مستحب است كه حمد و سوره با صداى بلند خوانده شود و در ركعت اوّل بعد از حمد، «سوره جمعه» و در ركعت دوم، «سوره منافقون» را قرائت نمايند.
مسأله 1583 ـ نماز جمعه داراى دو قنوت است، قنوت اوّل قبل از ركوع ركعت اوّل و قنوت دوم پس از ركوع ركعت دوم است.
مسأله 1584 ـ نماز جمعه داراى دو خطبه است كه مانند اصل نماز، واجب بوده و بايد توسّط امام جمعه ايراد شود و بدون اين دو خطبه نماز جمعه محقّق نمى‏شود.
مسأله 1585 ـ واجب است دو خطبه را قبل از نماز جمعه بخواند و اگر اوّل نماز جمعه را بجا آورد باطل است و در صورتى كه وقت باقى است بايد پس از ايراد خطبه ها مجدّدا نماز جمعه را بخواند ولى اگر نسبت به حكم مسأله جاهل بوده يا اشتباه كرده، اعاده خطبه‏ها لازم نيست بلكه اعاده نماز هم لازم نيست.
مسأله 1586 ـ در خطبه اوّل حمد الهى واجب است، و احتياط مستحب آن است كه به لفظ جلاله «اللّه‏» باشد اگر چه به هر لفظى كه حمد الهى محسوب شود جايز است، و احتياط واجب آن است كه پس از آن به ثناى الهى بپردازد و سپس به پيغمبر اسلام درود فرستد و واجب است مردم را به تقوى سفارش كند و يك سوره كوچك از قرآن را بخواند. و در خطبه دوم نيز حمد و ثناى الهى ـ به صورتى كه ذكر شد ـ و درود بر پيغمبر اسلام واجب است. و احتياط واجب آن است كه در اين خطبه نيز به تقوى سفارش كند و سوره كوچكى از قرآن تلاوت نمايد. و احتياط مستحب و مؤكّد آن است كه در خطبه دوم پس از درود بر پيغمبر9 به ائمّه معصومين: نيز درود بفرستد و براى مؤمنين استغفار كند. و بهتر است از خطبه‏هاى منسوب به اميرالمؤمنين7 يا آنچه از ائمّه معصومين: وارد شده انتخاب كند.
مسأله 1587 ـ شايسته است امام جمعه، بليغ باشد و به تناسب اوضاع و احوال سخن گويد و عبارات فصيح و روان به كار برد، به حوادثى كه در سراسر عالم بر مسلمين مى‏گذرد بخصوص حوادث منطقه خود، آشنا باشد. مصالح اسلام و مسلمين را تشخيص دهد. چنان شجاع باشد كه در راه خدا از ملامت و نكوهش احدى بيم به خود راه ندهد، در اظهار حق و ابطال باطل بر حسب شرايط زمان و مكان صراحت داشته باشد، امورى از قبيل مواظبت در اوقات نماز و عمل به روش صلحا و اولياء خدا را كه موجب تأثير كلام او در مردم است رعايت كند، كارهاى او با مواعظ و وعد و وعيدهايش تطبيق نمايد، از آنچه كه موجب سبكى او و كلامش مى‏شود حتّى از قبيل پرگويى، شوخى و بيهوده گويى بپرهيزد و همه اين امور را تنها براى خداوند رعايت كند و هدفش اعراض از دنياپرستى و رياست طلبى كه سرسلسله همه گناهان است، باشد تا كلامش در جان مردم مؤثّر افتد.
مسأله 1588 ـ شايسته است امام در خطبه نماز جمعه مصالح دين و دنياى مسلمين را تذكّر دهد و مردم را در جريان مسائل زيان بار و سودمند كشورهاى اسلامى و غير اسلامى قرار دهد و نيازهاى مسلمين را در امر معاد و معاش تذكّر دهد و از امور سياسى و اقتصادى آنچه را كه در استقلال و كيان مسلمين نقش مهمّى دارد گوشزد كند و كيفيت صحيح روابط آنان را با ساير ملل بيان نمايد و مردم را از دخالتهاى دول ستمگر و استعمارگر در امور سياسى و اقتصادى مسلمين كه منجر به استعمار و استثمار آنها مى‏شود بر حذر دارد.
مسأله 1589 ـ مستحب است امام در زمستان و تابستان عمامه داشته باشد و ردايى از برد يمنى يا عدنى بپوشد و خود را بيارايد، تميزترين لباسهاى خود را بپوشد و بوى خوش به كار برد به طورى كه با وقار و سكينه باشد و قبل از خطابه هنگامى كه مؤذّن اذان مى‏گويد او بر منبر نشسته باشد تا اذان به پايان رسد و خطبه را آغاز كند و هنگام صعود بر منبر خطابه روبروى مردم بايستد و سلام كند و مردم نيز با چهره‏هاى خود از او استقبال كنند و به چيزى از قبيل كمان، شمشير، اسلحه و عصا تكيه كند. و مردم نيز خود را روبروى او قرار دهند.
مسأله 1590 ـ واجب است امام جمعه شخصا و در حال ايستاده به ايراد خطبه بپردازد و اگر نتواند خطبه‏ها را در حال ايستاده بخواند، بايد ديگرى به ايراد خطبه بپردازد و امامت نماز را هم به عهده گيرد. و اگر هيچكس براى ايراد خطبه‏ها در حال ايستاده پيدا نشود، نماز جمعه ساقط و نماز ظهر واجب است.
مسأله 1591 ـ جايز نيست امام جمعه خطبه‏ها و به خصوص موعظه و توصيه به تقوى را به آهستگى ادا كند و احتياط واجب آن است كه با صداى بلند به ايراد خطبه بپردازد به طورى كه حدّاقل عدد لازم (چهار نفر) صداى او را بشنوند بلكه احتياط مستحب آن است كه در هنگام موعظه و سفارش به تقوى صداى خود را چنان بلند نمايد كه همه حاضرين مواعظ او را بشنوند و در مجامع بزرگ توسّط بلندگوها به خطبه بپردازد تا تشويق و تحذير و مسائل مهمّ را بگوش همگان برساند.
مسأله 1592 ـ احتياط مستحب آن است كه امام در حال خطبه سخنى غير مربوط به خطبه‏ها نگويد البته در فاصله بين خطبه‏ها و نماز سخن گفتن بلامانع است.
مسأله 1593 ـ واجب است امام پس از خطبه اوّل مقدار كمى بنشيند و سپس به خطبه دوم بپردازد.
مسأله 1594 ـ احتياط واجب آن است كه امام و مستمعين در حال خطبه واجد طهارت كامل ـ كه براى نماز معتبر است ـ باشند.
مسأله 1595 ـ احتياط مستحب آن است كه مأمومين در حال خطبه روبروى امام بوده و بيش از مقدارى كه در نماز مى‏توانند خود را از قبله منحرف كنند، رو بر نگردانند.
مسأله 1596 ـ بنابر احتياط واجب بايد مأمومين به خطبه‏هاى امام گوش فرا دهند و احتياط مستحب آن است كه ساكت باشند و از حرف زدن بپرهيزند كه صحبت كردن در وقت خطبه‏ها مكروه است بلكه اگر سخن گفتن مأمومين موجب نشنيدن خطبه و از بين رفتن فايده آن باشد سكوت لازم است.
مسأله 1597 ـ احتياط واجب آن است كه امام جمعه در خطبه، حمد الهى و درود بر پيغمبر و ائمّه: را به زبان عربى ايراد نمايد، گرچه او و مستمعين او عرب نباشند امّا مى‏تواند در مقام وعظ و توصيه به تقوى به زبان ديگرى تكلّم نمايد و احتياط مستحب آن است كه موعظه و آنچه را به مصالح مسلمين مربوط مى‏شود به زبان مستمعين ادا نمايد و اگر مستمعين مختلفند آنها را به زبان‏هاى مختلف تكرار كند. گرچه در صورتى كه مأمومين بيش از حدّ نصاب (چهار نفر) باشند مى‏تواند به زبان حدّ نصاب (چهار نفر) اكتفا نمايد ولى احتياط در آن است كه آنها را به زبان خودشان موعظه كند.
مسأله 1598 ـ اذان دوم در روز جمعه بدعت و حرام است.


احكام نماز جمعه

مسأله 1599 ـ كسى كه نماز جمعه را به امامى اقتدا كرده مى‏تواند نماز عصر را نيز به همان امام اقتداء كند و اگر بخواهد بعد از اقتداء به امام جمعه در نماز عصر احتياطا نماز ظهر را هم بخواند بايد بعد از پايان نماز جماعت عصر، نماز ظهر و عصر را مجدّدا بجاى آورد مگر اين كه امام هم بعد از خواندن نماز جمعه احتياطا نماز ظهر را بجا آورده باشد كه در اين صورت اگر مأموم نيز همين طور عمل كرده لازم نيست نماز عصر را دوباره تكرار كند.
مسأله 1600 ـ اگر امام و مأموم بخواهند پس از نماز جمعه نماز ظهر را احتياطا بجا آورند مى‏توانند آن را به جماعت برگزار كنند ولى مأمومى كه در نماز جمعه شركت نكرده اگر به اين نماز احتياطى اقتداء كند از نماز ظهر او مجزى نيست و بايد آن را اعاده نمايد.
مسأله 1601 ـ اگر مأمومى كه ركوع ركعت اوّل امام جمعه را درك كرده به علّت كثرت جمعيت يا غير آن نتواند در سجده‏ها با امام همراهى كند در اين صورت اگر بتواند پس از قيام امام براى ركعت دوم، سجده‏ها را خود بجا آورد و قبل از ركوع يا در حين آن به امام ملحق شود، نمازش صحيح است. والاّ بايد به حال خود باقى بماند تا امام به سجده‏هاى ركعت دوم برسد آنگاه دو سجده را به نيّت سجده‏هاى ركعت اوّل نماز خود همراه امام بجا آورد و سپس ركعت دوم را فرادى بخواند و نمازش صحيح است. ولى اگر آنها را به نيّت سجده‏هاى ركعت دوم و يا به نيّت متابعت امام انجام دهد احتياط واجب آن است كه از آن دو سجده صرفنظر كرده و دو سجده ديگر به نيّت سجده‏هاى ركعت اوّل بجا آورد و سپس به ركعت دوم بپردازد و پس از اتمام نماز، نماز ظهر را هم بجا آورد.
مسأله 1602 ـ اگر مأموم به قصد اتّصال به نماز، در ركوع ركعت دوم تكبير بگويد و به ركوع برود ولى شك كند كه ركوع امام را درك كرده يا نه، نماز جمعه او محقّق نمى‏شود و احتياط واجب آن است كه آن نماز را به نيّت نماز ظهر به پايان برساند و سپس نماز ظهر را اعاده كند.
مسأله 1603 ـ اگر مأمومين پس از اتمام خطبه‏ها و شروع نماز امام، از اقتداء به او خوددارى كنند و امام را تنها بگذارند نماز جمعه منعقد نشده و باطل است و امام مى‏تواند آن نماز را رها نموده و به نماز ظهر بپردازد ولى احتياط مستحب آن است كه نيّت خود را به ظهر برگرداند و پس از اتمام آن مجدّدا نماز ظهر را بخواند و احتياط بيشتر در آن است كه نماز را با همان نيّت نماز جمعه تمام كند و سپس نماز ظهر را بجا آورد.
مسأله 1604 ـ اگر نماز جمعه با عدد كامل (حدّاقل چهار نفر به غير از امام) منعقد شود ولو اين كه فقط تكبير آن را گفته باشند و سپس متفرّق شوند، نماز باطل مى‏شود؛ چه همه مأمومين يا بعضى از آنها متفرّق شوند و امام باقى بماند و چه برعكس، چه يك ركعت كامل نماز را خوانده باشند و چه كمتر. ولى احتياط مستحب آن است كه باقيمانده‏ها نماز جمعه را تمام كنند و سپس نماز ظهر را هم بجا آورند امّا اگر بعضى از آنها در اواخر ركعت دوم بلكه بعد از ركوع ركعت دوم متفرّق شوند نماز جمعه صحيح است و احتياط مستحب آن است كه پس از آن نماز ظهر را هم بجا آورند.
مسأله 1605 ـ اگر عدد مأمومين بيش از حدّ لازم (چهار نفر) براى نماز جمعه باشد پراكندگى عدّه‏اى از آنها مطلقا ضرر ندارد به شرط آن كه افراد باقيمانده از چهار نفر كمتر نباشند.
مسأله 1606 ـ اگر پنج نفر يا بيشتر، براى نماز جمعه مهيّا شوند ولى در اثناء خطبه‏ها يا بعد از آنها و قبل از اقامه نماز متفرّق شوند و بر نگردند به طورى كه كمتر از پنج نفر باقى مانده باشند وظيفه افراد باقيمانده نماز ظهر است.
مسأله 1607 ـ در صورتى كه قبل از انجام مسمّاى واجب در خطبه يعنى حدّاقلى از واجبات خطبه‏ها كه بتوان آنها را خطبه ناميد عدّه‏اى از مأمومين متفرّق شوند و كمتر از چهار نفر بمانند و پس از مدّت كوتاهى برگردند به طورى كه عدد لازم (پنج نفر) كامل شود اگر امام در اين فاصله سكوت كرده باشد، پس از مراجعت مأمومين بايد از نقطه‏اى كه خطبه را قطع نموده ادامه دهد ولى اگر «با وجود تقليل مأمومين از حدّ نصاب لازم» خطبه را ادامه داده و جريان امر به صورتى بوده كه افراد پراكنده صداى او را نشنيده‏اند، بايد پس از مراجعت آنها و تكميل عدد لازم، آن قسمت را كه در غياب آنها خوانده اعاده كند. و اگر زمان بازگشت مأمومين طولانى باشد به طورى كه عرفاً به يكپارچگى خطبه لطمه بزند بايد امام خطبه را اعاده كند. چنانچه اگر با ورود مأمومين جديد هم عدد لازم پنج نفر كامل بشود اعاده خطبه ضرورى است.
مسأله 1608 ـ اگر مأمومين بعد از خطبه يا در اثناى آن متفرّق شوند ـ به طورى كه كمتر از پنج نفر باقى بمانند ـ و سپس برگردند تا عدد لازم كامل شود در صورتى كه مسمّاى خطبه محقّق شده باشد اعاده خطبه واجب نيست، گرچه مدّت تفرّق طولانى باشد. و در صورتى كه مسمّاى خطبه محقّق نشده باشد اگر علّت تفرّق، انصراف مأمومين از نماز جمعه بوده احتياط واجب آن است كه پس از بازگشت آنها، امام، خطبه‏ها را از نو بخواند ـ ولو اين كه مدّت تفرّق كم باشد ـ و اگر علّت تفرّق و پراكندگى امرى نظير باران و غيره بوده در اين صورت اگر مدّت آن به قدرى طولانى شود كه عرفاً به يكپارچگى خطبه لطمه بزند واجب است خطبه‏ها را از نو بخواند والاّ خطبه قبلى را ادامه مى‏دهد و صحيح است.
مسأله 1609 ـ اگر در جايى نماز جمعه برگزار شد نبايد در فاصله‏اى كمتر از يك فرسخى‏آن نماز جمعه ديگرى منعقد شود. پس اگر با فاصله يك فرسخ دو نماز جمعه اقامه شود هر دو صحيح است. لازم به تذكّر است كه ميزان در مسافت، محلّ نماز جمعه است نه شهرى كه نماز جمعه در آن تشكيل شده است. بنابراين در شهرهاى بزرگى كه طول آن چند فرسخ است مى‏توان چند نماز جمعه تشكيل داد.
مسأله 1610 ـ احتياط مستحب آن است كه قبل از اقامه نماز جمعه مطمئن شوند كه در كمتر از حدّ مقرّر نماز جمعه ديگرى قبل از آنها و يا مقارن آنها برگزار نشده و نمى‏شود.
مسأله 1611 ـ اگر دو نماز جمعه در يك زمان و با فاصله كمتر از حدّ معيّن (يك فرسخ) تشكيل شود هر دو باطل است. ولى اگر يكى از آنها قبلاً شروع شده ولو فقط تكبيرة الاحرام را گفته باشد ديگرى باطل است؛ چه نمازگزاران بدانند كه قبل از آنها يا بعد از آنها نماز جمعه ديگرى در فاصله كمتر برقرار شده و يا مى‏شود و چه ندانند. و ميزان در صحّت، تقدّم در نماز است نه در خطبه‏ها. بنابراين اگر يكى از دو نماز جمعه در خطبه‏ها مقدّم بوده امّا نماز دوم در شروع نماز تقدّم داشته نماز دوم صحيح و اوّلى باطل خواهد بود.
مسأله 1612 ـ اگر يقين دارند كه در فاصله كمتر از حدّ لازم ـ يك فرسخ ـ نماز جمعه‏اى برپا شده ولى شك دارند كه آن نماز قبلاً برگزار شده يا نه و يا شك دارند كه آن نماز مقارن با آنها برگزار مى‏شود يا نه، در هر دو صورت مى‏توانند خود نماز جمعه‏اى تشكيل دهند و همچنين است در صورتى كه نسبت به اصل انعقاد نماز جمعه ديگر اطمينان نداشته باشند.
مسأله 1613 ـ اگر پس از پايان نماز جمعه متوجّه شوند كه نماز جمعه ديگرى در كمتر از حدّ مقرّر تشكيل شده و هر يك از دو گروه احتمال دهد كه قبل از ديگرى به اقامه جمعه پرداخته، بر هيچ‏يك اعاده جمعه و نيز نماز ظهر واجب نيست. گرچه قول به وجوب اعاده، مطابق احتياط است ولى اگر گروه سومى خواسته باشند در همان محدوده اقامه جمعه ديگرى بنمايند، بايد يقين داشته باشند كه آن دو نماز جمعه باطل است و اگر احتمال صحّت يكى از آن دو را بدهند نمى‏توانند اقامه جمعه ديگرى بنمايند.
مسأله 1614 ـ در زمان غيبت ولىّ عصر ـ‌عجّل اللّه‏ تعالى فرجه الشّريف‌ـ كه نماز جمعه واجب تعيينى نيست خريد و فروش و ساير معاملات پس از اذان جمعه حرام نيست.