احکام عقد

احكام نكاح

بواسطه عقد ازدواج، زن به مرد حلال مى‏شود و آن بر دو قسم است: دائم و غير دائم. عقدِ دائم آن است كه مدّت زناشويى در آن معيّن نشود و زنى را كه به اين قسم عقد مى‏كنند «دائمه» گويند. و عقد غير دائم آن است كه مدّت زناشويى در آن معيّن شود، مثلاً زن را به مدّت يك ساعت يا يك روز يا يكماه يا يكسال يا بيشتر عقد نمايند، امّا مدت ازدواج نبايد از مقدار عمر زن يا شوهر بيشتر باشد، كه در اين صورت عقد باطل خواهد بود. و زنى را كه براى مدّت معيّن عقد كنند «متعه» و «صيغه» مى‏‌نامند.


احكام عقد

مسأله 2443 ـ در زناشويى ـ چه دائم و چه غير دائم ـ بايد صيغه خوانده شود و تنها راضى بودن زن و مرد كافى نيست و صيغه عقد را يا خود زن و مرد مى‏خوانند، يا ديگرى را وكيل مى‏كنند كه از طرف آنان بخواند.
مسأله 2444 ـ وكيل لازم نيست مرد باشد، زن هم مى‏تواند براى خواندن صيغه عقد از طرف ديگرى وكيل شود.
مسأله 2445 ـ زن و مرد تا يقين نكنند كه وكيل آنها صيغه را خوانده است، نمى‏توانند به يكديگر نگاه محرمانه نمايند و گمان به اين كه وكيل صيغه را خوانده است كفايت نمى‏كند ولى اگر وكيل مورد اعتماد بگويد صيغه را خوانده‏ام كافى است.
مسأله 2446 ـ اگر زنى كسى را وكيل كند كه مثلاً ده روز او را به عقد مردى درآورد و ابتداى ده روز را معيّن نكند در صورتى كه از گفته زن معلوم شود كه به وكيل اختيار كامل داده، آن وكيل مى‏تواند هر وقت كه بخواهد او را ده روز به عقد آن مرد درآورد؛ و اگر معلوم باشد كه زن، روز يا ساعت معيّنى‏را قصد كرده، بايد صيغه را مطابق قصد او بخواند.
مسأله 2447 ـ يك نفر مى‏تواند براى خواندن صيغه عقد دائم يا غير دائم از طرف زن و مرد وكيل شود و نيز مرد مى‏تواند از طرف زن وكيل شود و او را براى خود به طور دائم يا غير دائم عقد كند، ولى احتياط مستحب آن است كه عقد را دو نفر بخوانند.


دستور خواندن عقد دائم

مسأله 2448 ـ اگر صيغه عقد دائم را خود زن و مرد بخوانند و اوّل زن بگويد: «زَوَّجتُكَ نَفسي عَلَى الصَّداقِ المَعلُوم» يعنى خود را زن تو نمودم به مهرى كه معيّن شده، پس از آن بدون فاصله مرد بگويد: «قَبِلتُ التَّزويج» يعنى قبول كردم ازدواج را، عقد صحيح است و اگر ديگرى را وكيل كنند كه از طرف آنها صيغه عقد را بخواند چنانچه مثلاً اسم مرد «احمد» و اسم زن «فاطمه» باشد و وكيل زن بگويد: «زَوَّجتُ مُوَكِّلَتي فاطِمَةَ مُوَكِّلَكَ اَحمَدَ عَلَى الصَّداقِ المَعلُوم»، پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: «قَبِلتُ لِمُوَكِّلي اَحمَدَ عَلى الصّداق» صحيح مى‏باشد.


دستور خواندن عقد غير دائم

مسأله 2449 ـ اگر خود زن و مرد بخواهند صيغه عقد غير دائم را بخوانند، بعد از آن كه مدّت و مهر را معيّن كردند، چنانچه زن بگويد: «زَوَّجتُكَ نَفسي فِي المُدَّةِ الْمَعلُومَةِ عَلَى الْمَهرِ الْمَعلُوم» بعد بدون فاصله مرد بگويد: «قَبِلتُ»، صحيح است. و اگر ديگرى را وكيل كنند و اوّل وكيل زن به وكيل مرد بگويد: «مَتَّعتُ مُوَكِّلَتِي مُوَكِّلَكَ فِي المُدَّهِ المَعلُومَةِ عَلَى المَهرِ المَعلُوم» پس بدون فاصله وكيل مرد بگويد: «قَبِلتُ لِمُوَكِّلي هٰكَذا» صحيح مى‏باشد.


شرايط عقد

مسأله 2450 ـ عقد ازدواج چند شرط دارد:
اوّل: آن كه به عربى صحيح خوانده شود به احتياط واجب، و اگر خود مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى صحيح بخوانند، به هر لفظى كه صيغه را بخوانند صحيح است و لازم هم
نيست كه وكيل بگيرند، امّا بايد لفظى بگويند كه معنى«زَوَّجتُ» و «قَبِلتُ» را بفهماند.
دوم: مرد و زن يا وكيل آنها كه صيغه را مى‏خوانند قصد انشاء داشته باشند يعنى اگر خود مرد و زن صيغه را مى‏خوانند، زن به گفتن «زَوَّجتُكَ نَفسي» قصدش اين باشد كه خود را زن او قرار دهد و مرد به گفتن «قَبِلتُ التَّزويج» زن بودن او را براى خود قبول نمايد و اگر وكيل مرد و زن صيغه را مى‏خوانند، به گفتن «زَوَّجتُ و قَبِلتُ» قصدشان اين باشد كه مرد و زنى كه آنان را وكيل كرده‏اند، زن و شوهر نمايند.
سوم: كسى كه صيغه را مى‏خواند عاقل باشد، چه براى خودش بخواند يا از طرف ديگرى وكيل شده باشد.
چهارم: اگر وكيل زن و شوهر يا ولىّ آنها صيغه را مى‏خوانند، در عقد، زن و شوهر را معيّن كنند مثلاً اسم آنها را ببرند يا به آنها اشاره نمايند. پس كسى كه چند دختر دارد، اگر به مردى بگويد: «زَوَّجتُكَ إِحدىٰ بَناتي»، يعنى زن تو نمودم يكى از دخترانم را، و او بگويد: «قَبِلتُ» يعنى قبول كردم، چون در موقع عقد، دختر را معيّن نكرده‏اند عقد باطل است.
پنجم: زن و مرد به ازدواج راضى باشند، ولى اگر زن ظاهرا به كراهت اذن دهد و معلوم باشد قلبا راضى است عقد صحيح است.
مسأله 2451 ـ اگر در عقد يك حرف غلط خوانده شود كه معنى آن را عوض كند عقد باطل است.
مسأله 2452 ـ كسى كه دستور زبان عربى را نمى‏داند، اگر قرائتش صحيح باشد و اجمالاً بداند چه مى‏خواند و معنا را قصد كند كافى است.
مسأله 2453 ـ اگر زنى را براى مردى بدون اجازه آنان عقد كنند و بعداً زن و مرد بگويند به آن عقد راضى هستيم، عقد صحيح است.
مسأله 2454 ـ اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند به آن عقد راضى هستيم، عقد صحيح است، امّا اگر با تهديد باشد عقد صحيح نيست.
مسأله 2455 ـ پدر و جدّ پدرى مى‏توانند براى فرزند نابالغ يا ديوانه خود كه به حال ديوانگى بالغ شده است همسر بگيرند. و بعد از آن كه آن طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد، اگر آن ازدواج مفسده‏اى نداشته، نمى‏تواند آن را به هم بزند اما اگر مفسده داشته، مى‏تواند آن را بهم بزند.
مسأله 2456 ـ دخترى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است، يعنى مصلحت خود را تشخيص مى‏دهد، اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بنابر احتياط از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد ولى اجازه مادر و برادر لازم نيست.
مسأله 2457 ـ اگر پدر و جدّ پدرى غايب باشند، به طورى كه نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتياج به شوهر كردن داشته باشد لازم نيست از پدر و جدّ پدرى اجازه بگيرد. و نيز اگر دختر باكره نباشد در صورتى كه بكارتش بوسيله شوهر كردن از بين رفته باشد، اجازه پدر و جدّ لازم نيست. ولى اگر بواسطه وطى به شُبهه يا زنا از بين رفته باشد، احتياط مستحب آن است كه اجازه بگيرند.
مسأله 2458 ـ اگر پدر و جدّ پدرى مسلمان نباشند ولى دختر باكره و رشيده و مسلمان باشد اجازه آنها در ازدواج او لازم نيست.
مسأله 2459 ـ اگر پدر، يا جدّ پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد پسر بعد از رسيدن به سنّ بلوغ بايد خرج زن را در صورتى كه از او تمكين داشته باشد بدهد.
مسأله 2460 ـ اگر پدر يا جدّ پدرى براى پسر نابالغ خود، زن بگيرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالى داشته، مديون مهر زن است و اگر در موقع عقد مالى‏نداشته، پدر يا جدّ او بايد مهر زن را بدهند.