محصور و مسدود

م ]1341[ - مصدود عبارت است از کسى که دشمن او را منع کند از عمره یا حج به تفصیلى که مى‏آید. و محصور آن است که به واسطه مرض ممنوع شود از عمره یا حج.

م ]1342[ - کسى که محرم شد به احرام عمره یا احرام حج، واجب است عمره و حج را تمام کند و اگر نکند به احرام باقى خواهد ماند.

م ]1343[ - اگر کسى احرام عمره را بست و بعد از آن دشمنى یا کسى دیگر از قبیل عمّال دولت یا غیر آنها او را منع کنند از رفتن مکّه، و راه دیگرى نباشد جز آن راهى که ممنوع است یا اگر باشد مؤونه آن را نداشته باشد مى‏تواند در همان محل که ممنوع شده یک شتر یا یک گاو یا یک گوسفند قربانى کند و از احرام خارج شود، و احتیاط واجب آن است که به نیّت تحلیل، قربانى کند، و به احتیاط واجب قدرى از مو یا ناخن خود را بگیرد، و در این صورت بر او همه چیز حلال مى‏شود حتّى زن.

م ]1344[ - اگر کسى به احرام عمره وارد مکّه شد و دشمن یا کسى دیگر او را از بجا آوردن اعمال عمره منع کرد همان حکم مسأله پیش را دارد، بلکه بعید نیست که اگر از طواف یا سعى نیز منع کند همین حکم را داشته باشد.

م ]1345[ - کسى را که به واسطه بدهکارى که ندارد بدهد، حبس کنند یا به ظلم حبس کنند حکم سابق را دارد.

م ]1346[ - اگر بعد از احرام براى رفتن به مکّه یا اجازه بجا آوردن اعمال، پولى مطالبه کنند پس اگر داشته باشد باید بدهد مگر آنکه حرجى باشد، اگر نداشته باشد یا حرجى باشد ظاهراً حکم مصدود را داشته باشد.

م ]1347[ - اگر از یک طریق مصدود شد و راه دیگرى هست که باز است و مخارج رفتن از آن راه را دارد باید به احرام باقى بماند و از آن راه برود، و اگر از آن راه رفت و حج او فوت شد باید عمره مفرده بجا آورد و از احرام خارج شود.

م ]1348[ - اگر شخص مصدود خوف آن داشته باشد که اگر از راه دیگرى برود به حج نمى‏رسد نمى‏تواند عمل شخص مصدود را انجام دهد و محل شود، بلکه باید به راه ادامه دهد و صبر کند تا فوت حج محقّق شود و با عمره مفرده متحلل شود.

م ]1349[ - تحقّق پیدا مى‏کند مصدود بودن در حج به اینکه به هیچ یک از وقوف اختیارى و اضطرارى عرفه و مشعر نرسد، بلکه تحقّق پیدا مى‏کند اگر نرسد به چیزى که به فوت آن، حج فوت مى‏شود هر چند از روى علم و عمد نباشد، و صور آن در سابق ذکر شد، بلکه ظاهراً تحقّق پیدا مى‏کند به اینکه بعد از وقوفین منع کنند او را از منى و مکّه و نتواند نایب بگیرد، بلکه اگر منع کنند از اعمال منى یا اعمال مکّه با عدم امکان نایب، بلى در صورتى که تمام اعمال را بجا آورد و منع نمودند از برگشتن به منى براى بیتوته و اعمال ایّام تشریق، مصدود بودن تحقّق پیدا نمى‏کند، و حج او صحیح است، و باید نایب بگیرد براى اعمال در این سال، و اگر نشد سال دیگر.

م ]1350[ - کسى که مصدود شد از آمدن به مکّه یا از اتمام اعمال یا از بجا آوردن اعمالى که به ترک آنها حتّى به غیر عمد حج باطل مى‏شود و به دستورى که گفته شد از احرام خارج شد، اگر حج بر او مستقر شده بوده یا آنکه در سال دیگر مستطیع است و حج واجب را بجا نیاورده باید بعد از رفع منع دوباره به حج برود و اعمالى که انجام داده کافى از حَجّةالاسلام نیست.

م ]1351[ - کسى که مصدود است اگر امید برطرف شدن مانع را داشته باشد بلکه گمان آن را هم داشته باشد مى‏تواند به دستورى که گفته شد از احرام خارج شود.

م ]1352[ - کسى که احرام عمره بست و به واسطه مرض نتوانست برود به مکّه اگر بخواهد مُحل شود باید هدى قربانى کند، و به احتیاط واجب هدى یا پول آن را بفرستد به وسیله امینى به مکّه و با او قرارداد کند که در چه روز و چه ساعتى آن را در مکّه ذبح کند و وقتى که روز و ساعت موعود رسید تقصیر کند، پس از آن هر چه بر او حرام شده بود حلال مى‏شود مگر زن، و احتیاط آن است که در ذبح قصد تحلیل منوب عنه کند.

م ]1353[ - کسى که احرام حج بست و به واسطه مرض نتوانست برود براى عرفات و مشعر، باید هدى کند، و به احتیاط واجب هدى یا پول آن را باید بفرستد به منى که در آنجا ذبح کنند و مواعده کنند که روز عید ذبح شود و در آن وقت تقصیر کند، پس هر چه بر او حرام شده بود حلال مى‏شود مگر زن.

م ]1354[ - کسى که حج واجب به عهده او است و به واسطه مرض، محصور شد زن بر او حلال نمى‏شود مگر آنکه خودش بیاید و اعمال حج را بجا بیاورد و طواف نساء بکند، ولى اگر عاجز شد از آمدن، عمل نایب براى تحلیل زن بر او کفایت مى‏کند و در این حکم فرقى بین حج واجب و مستحب نمى‏باشد.

م ]1355[ - اگر کسى که با او قرار گذاشته بود ذبح کند نکرده بوده و شخص محرم در روز موعود محل شد و با زن هم نزدیکى کرد معصیت نکرده و کفّاره هم ندارد، لکن باید باز هدى یا پول را بفرستد و مواعده کند و باید از زن اجتناب کند، و احتیاط واجب آن است که از وقتى که معلوم شد عمل نشده اجتناب کند گرچه محتمل است که وجوب اجتناب از وقتى‏باشد که شخص را مى‏فرستد براى ذبح.

م ]1356[ - تحقّق محصور بودن مثل تحقّق مصدود بودن است که گذشت.

م ]1357[ - اگر مریض بعد از آنکه هدى یا پولش را فرستاد حالش خوب شد به طورى که توانایى رفتن به مکّه را داشت باید برود، پس اگر محرم به احرام تمتّع است و به وقت رسید، اعمال عمره و حج را بجا مى‏آورد و اگر وقت تنگ شد به طورى که اگر بخواهد عمره بجا بیاورد وقوف به عرفات فوت مى‏شود باید برود به عرفات و حج افراد بجا بیاورد، و احتیاط آن است که قصد عدول کند و بعد از آن عمره مفرده انجام دهد، و کافى است از حَجّةالاسلام. و اگر وقتى رسید به مکّه که حج فوت شده یعنى به وقوف اختیارى مشعر نمى‏رسد عمره تمتّع او مبدّل مى‏شود به عمره مفرده و باید آن را بجا آورد و از احرام خارج شود، و احتیاط آن است که قصد عدول به عمره مفرده کند، و حج واجب را با وجود شرایط در سال دیگر بجا آورد.

م ]1358[ - مصدود به دشمن در حکمى که براى مریض در مسأله پیش ذکر شده مانند او است.

م ]1359[ - کسانى که مریض نیستند لکن به علّت دیگر بعد از احرام نتوانستند به مکّه بروند مثل کسى که پایش یا کمرش شکسته یا به واسطه خونریزى، ضعف بر او مستولى شده ظاهراً حکم مریض را دارند که حکمش بیان شد.

م ]1360[ - زمانى که باید مریض مواعده کند براى ذبح در احرام حج، روز دهم است به احتیاط واجب و باید قرار تأخیر تا ایّام تشریق ندهد، و در احرام عمره تمتّع احتیاط آن است قبل از خروج حجّاج به عرفات باشد.

مسائل متفرّقه محصور و محدود
س ]1361[ - شخصى به نیّت عمره تمتّع استحبابى براى یکى از معصومین: یا یکى از شهدا مُحرم شد و طواف و نماز طواف عمره را بجا آورد و قدرت بر اتمام عمل از او سلب شد، آیا همان حکم محصور و مصدود را دارد؟

ج - اگر مریض شده یا دشمن او را منع کرده، و نمى‏تواند اعمال را تمام کند و نایب هم نمى‏تواند بگیرد، حکم محصور و مصدود را دارد.

س ]1362[ - آیا تصادف در احرام، حصر است و باید عملى که محصور انجام مى‏دهد بجا آورد؟

ج - بلى، با شرایط معتبره در حصر، حکم حصر بر آن مترتّب مى‏شود.

س ]1363[ - در مناسک حکم محصور را که بیان فرموده‏اید، مربوط به کسى که مُحرم شده است و قبل از مُحل شدن محصور شود، در اینجا این سؤال مطرح است که اگر پس از انجام اعمال عمره تمتّع و خارج شدن از احرام آن، محصور شود و نتواند براى حج مُحرم شود آیا حج از او ساقط است یا نه؟ و وظیفه او چیست؟

ج - از احرام خارج شده است ولى کفایت از حج نمى‏کند، و چنانچه سال اوّل استطاعت او باشد حج بر او واجب نشده است.

س ]1364[ - شخصى بعد از آنکه براى حج مُحرم شده دچار سکته قلبى مى‏شود به گونه‏اى که هر نوع حرکت براى او ضرر دارد، وظیفه او چیست؟

ج - اگر نمى‏تواند وقوفین را درک کند، حکم محصور را پیدا مى‏کند، و چنانچه وقوفین را درک کرده نسبت به بقیه اعمال، تفصیل بین امکان استنابه و عدم آن است که در مناسک ذکر شده است.

س ]1365[ - شخصى در مدینه، مصدوم مى‏شود، او را به مسجد شجره مى‏آورند و مُحرم مى‏نمایند آیا احرام او صحیح است و وظیفه بعدى او چیست؟ و اگر نتواند حج انجام دهد تکلیف او چیست؟

ج - احرام او صحیح است. و اگر مى‏تواند که عمره و حج را انجام دهد، ولو با استنابه در طواف و سعى، حج او صحیح است، و اگر نمى‏تواند حج بجا آورد، احوط آن است که وظیفه محصور را انجام دهد و با احرام مزبور عمره مفرده هم انجام دهد.